78عصمت از هنگام تعلق اراداۀ خداوند دارد. 1
جواب:
اولاً: اگر اين اشكال ارادۀ خداوند وارد باشد، لازمهاش اين است كه در مورد اِهْدِنَا اَلصِّرٰاطَ اَلْمُسْتَقِيمَ نيز وارد شود، زيرا لازم مىآيد هركسى كه نماز مىخواند و در آن، اين آيه را تلاوت مىكند يا آن را در غير نماز تلاوت مىكند گمراه باشد و از خدا طلب هدايت كند و در غير اين صورت تحصيل حاصل است. درحالىكه قطعاً اينطور نيست، بلكه معناى آيه يا طلب استمرار امر موجود و يا طلب زيادتى هدايت و رسوخ پيدا كردن و تعميق آن در دل انسان هدايتيافته است. همين توجيه را در مورد آيۀ تطهير نيز مىكنيم.
ثانياً: اذهاب بر دو نوع است: يكى از بين بردن بعد از ثبوت شىء، به اينكه چيزى آورده شود تا شىء را زائل كند. ديگرى، از بينبردن قبل از ثبوت شىء، به اينكه چيزى آورده شود تا از ابتدا جلوى شىء گرفته شود كه در اصطلاح از اولى، به «رفع» و از دوّمى به «دفع» تعبير مىشود. مقصود از اذهاب در آيه، دفع است نه رفع؛ يعنى خداوند متعال به آنان ملكه و قوّهاى ملكوتى مىدهد كه با وجود آن هيچ تمايلى به گناه ندارند، كه همان رساندن آنان به مقام يقين و عصمت است.
دليل اين مطلب آن است كه اولاً: امام حسن و امام حسين عليهما السلام هنگام نزول آيه طفل بودهاند، لذا تصور هيچگونه رجسى در آنها نمىرود تا خداوند ارادۀ رفع آن را نموده باشد.
ثانياً: اگر مراد از اذهاب، رفع باشد بايد پيامبر صلى الله عليه و آله را از مصداق اهلبيت خارج كرد، زيرا به طور اجماع پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از نزول آيه هيچ گونه رجس و پليدى نداشته است.
درحالىكه بهطور قطع پيامبر صلى الله عليه و آله داخل در آيۀ تطهير است.
اينگونه تعبير در قرآن و حديث به كار برده شده است. خداوند متعال در مورد