79حضرت يوسف عليه السلام مىفرمايد: كَذٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ اَلسُّوءَ وَ اَلْفَحْشٰاءَ، 1«اينچنين ما ميل او را از عمل زشت و بد برگردانديم» . درحالىكه مىدانيم كه حضرت يوسف عليه السلام هرگز اهل فحشا و عمل بد نبوده است.
شبهۀ پنجم: عصمت و سقوط تكليف
برخى مىگويند: مقام عصمت با تكليف سازگارى ندارد، درحالىكه مىدانيم دنيا دارِ تكليف است و هيچكس از اين قاعده مستثنا نيست.
جواب:
همانگونه كه در بحث «حقيقت عصمت» گفتيم، عصمت از شئون مقام علم است و هرگز اختيار را از انسان سلب نمىكند. علم از شرايط ثبوت تكليف است نه عدم تكليف.
جبر و عدم قدرت است كه از انسان تكليف را سلب مىكند. همچنين گفته شد: عصمت كه نتيجۀ علم قطعى به حقايق امور است، هرگز از انسان معصوم سلبِ اختيار نمىكند.
شبهۀ ششم: عصمت ساير ائمه
گاهى اشكال مىشود كه آيۀ تطهير تنها دلالت بر عصمت پنج تن دارد و نمىتواند عصمت ساير ائمه را اثبات كند.
جواب:
اولاً: حصر در آيه اضافى است نه حقيقى. حصر اضافى نسبت به عدهاى خاص است و حصر مطلق نمىباشد. در مورد آيۀ تطهير، حصر به لحاظ همسران و ديگران است؛ يعنى اين پنج تن - نه همسران - مشمول آيۀ تطهيرند و اين منافات ندارد با اينكه افرادى از قبيل همين پنجتن مشمول آيۀ تطهير باشند؛ همانگونه كه