82اين هنگام دستور داد تا گردن او را بزنند.» 1
از ديگر شيعيان سعيد بن جبير است. او مردى معروف به تشيع و زهد و عبادت و عفّت بود. حجاج دستور داد او را دستگير كردند، و بعد از مشاجرات زياد بين اين دو حجاج دستور داد تا سرنش را از بدن جدا كنند. 2
در چنين شرائطى، كه تصور نابودى اهلبيت عليهم السلام مىرفت، امامسجّاد عليه السلام فعاليت را شروع نمود. و در اين راه، موفقيت زيادى كسب كرد. 3
امام سجّاد عليه السلام توانست به شيعه، حياتى تازه بخشد. و زمينه را براى فعاليتهاى امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام فراهم آورد. به گواهى تاريخ، امام سجّاد عليه السلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از دشوارترين بحرانهاى حيات خويش عبور داد؛ بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبدالملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، جهتگيرى روشنى براى كوبيدن شيعيان بود...، حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر، براى او از شنيدن لفظ شيعه، آرامش بيشترى داشت. 4
روش فقهى حضرت سجاد عليه السلام نقل احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق على عليه السلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست مىدانستند. بدينصورت شيعه اولين قدمهاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت.
شهر مدينه با توجه به كجروىهايى كه از آغاز اسلام در آن انجام شده بود عليه شيعه، تحريك گرديده بود. بنابراين، جاى مناسبى براى رشد شيعه بهشمار نمىرفت.
امام سجاد عليه السلام مىفرمود كه: «دوستداران واقعى ما در مكه و مدينه به بيست نفر نمىرسد.» 5 در عينحال، در عراق، افراد بيشترى به اهلبيت عليهم السلام علاقهمند بودند.