83
شيعه در عصر «امام محمدباقر عليه السلام »
دوران امامت امام باقر عليه السلام ، مصادف با ادامه فشارهاى خلفاى بنىاميه و حكّام آنها بر شيعيان عراق بود. عراق مركز اصلى شيعه محسوب مىگرديد.
شيعيان هرساله در مراسم حج، با امام تماس داشتند. اين تماسها معمولاً يا در مكه و يا در بازگشت و عبور از مدينه، صورت مىگرفت. با توجه به برخى اخبار، مردم عراق از رفتن نزد امام باقر عليه السلام در مدينه، نهى شده بودند. 1
مشكل «غُلات» در اين دوران، يكى از مشكلات براى شيعيان بود. شمار اين گروه رو بهفزونى بود. وقتى كهامام عليه السلام آنها رااز خودطردكرد، اصحاب آن حضرت نيز «غُلات» را از جمع خود بيرون راند. «مغيرة بن سعيد» و «بيان بن سمعان»، كه هردو از معروفترين شخصيتهاى غاليان و از رهبران آنها بودند، توسط اصحاب امامباقر عليه السلام تكفير شدند.
تأكيد امام باقر عليه السلام به عملگرايى شيعيان، بهطور غيرمستقيم، در مقابل تمام فرقههايى كه به عمل صالح اعتنايى نداشتند، صورت مىگرفت.
بسيارى از شيعيان عراق در اثر فشار و اختناق موجود، انتظار داشتند كه امام عليه السلام به عراق آمده و دست به شمشير ببرد. ولى امام باقر عليه السلام مأمور به تقيه بود. لذا، برخى از آنها نسبت به امامت آن حضرت دچار ترديد گشتند. آگاهى كافى دربارۀ امامت به آنها نمىرسيد و به همين جهت گروهى به «زيد»، برادر امام گرويدند و انشعابى را بوجود آوردند. هرچند زيد هفت سال زودتر از برادرش، در كوفه وفات يافت. امّا در همين دوره و پس ا زآن ريشههاى گرايش به زيد در ميان شمار زيادى از شيعيان رشد كرد.
مخالفت با مصالح «امويان»، موجب اختلافات كمترى در ميان شيعيان مىگشت. اما به موازات فروكشكردن فشارهاى سياسى بر آنان، مسئله «غُلات» به تدريج دامنۀ بيشترى گرفت؛ بهطورىكه مسأله مهم در زمان امام صادق عليه السلام مسأله «غُلات» محسوب مىگرديد. فشار امويها، جز در دو سال حكومت «عمر بن عبدالعزيز»، (از سال 99 تا 110) در تمام دوران حكومت آنان به شدت ادامه داشت.