78
شيعه در عصر امام حسين عليه السلام
ابن ابىالحديد مىگويد: «وضع تا وقتى كه حسن بن على، از دار دنيا رحلت نمود، اينچنين بود. در اين هنگام مصيبت و فتنه بر شيعيان بيشتر شد، كار به جائى رسيد كه شيعيان در بين مردم از جان خويش ترس داشتند و يا از شهر خود فرار كرده و بهطور پنهانى زندگى مىكردند. 1
امام محمد باقر عليه السلام مىفرمايد: «بيشتر مصيبت براى ما و شيعيان، بعد از رحلت امام حسن عليه السلام بود كه در آن زمان در هر شهر، شيعيان ما را مىكشتند و دستها و پاهاى آنها را به اين گمان كه شيعه هستند از بدن جدا مىكردند. هركسى كه متّهم به دوستى و ارتباط با ما مىشد، او را زندانى نموده و يا اموالش را غارت مىكردند يا خانهاش را خراب مىنمودند و اين مصيبت و بلا همچنان شدت يافت تا زمان عبيداللّٰه ابن زياد» 2
سال شصت هجرى قمرى، معاويه هلاك شد و پسرش يزيد، طبق بيعتى كه پدرش از مردم براى وى گرفته بود، زمام حكومت اسلامى را در دست گرفت. به شهادت تاريخ، يزيد، هيچگونه شخصيت دينى نداشت. حتى در زمان حيات پدرش، جوانى بود كه به اصول و قوانين اسلام، اعتنا نمىكرد و جز عيّاشى و بىبندوبارى و شهوترانى، كارى نمىدانست. در سه سال حكومت خود فجايعى را به راه انداخت كه در تاريخ ظهور اسلام، با آن همه فتنهها كه انجام گرفته، بىسابقه بود.
سال اول، حضرت حسين بن على عليه السلام را كه سبط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بود، با فرزندان و خويشان و ياران و شيعيانش، با فجيعترين وضع، به شهادت رساند و زنان و كودكان و اهلبيت پيامبر را بههمراه سرهاى بريدۀ شهداء، در شهرها گرداند. 3
سال دوّم مدينه را قتل عام كرد و جان و مال و آبروى مردم آن ديار را تا سه روز