79براى لشكريانش مباح نمود. 1
و در سال سوّم كعبۀ مقدسه را خراب كرد و آن را به آتش كشيد. 2
شيعه در عصر امام سجاد عليه السلام
بعد از هلاكت «يزيد بن معاويه» و سست شدن پايههاى حكومت امويان، شيعيان در كوفه به دنبال «فرماندهاى» براى خود بودند، تا جماعت متفرق آنان را جمع نمايد و عقدۀ بهجامانده از شهادت حسين عليه السلام را شفابخشد.
بعد از مدتى، «مختار» برعليه «بنىاميّه» قيام نمود، شيعيان به دور او جمع شدند او لشكرى را به فرماندهى «ابراهيم بن مالكاشتر» به سوى لشكر شام روانه ساخت و آن لشكر را شكست داد و فرماندهاش «ابنزياد» را به قتل رسانيد؛ اين امر آرزوى اهل بيت عليهم السلام شيعيان بود.
بعد از شكست لشكريان شام، «مختار» و شيعيان، قوت گرفتند. به نقل ابن عبد ربّه در «عقدالفريد»، مختار شيعيان را دستور داد تا در كوچههاى كوفه، شبانه بگردند و ندا دهند: «يا لثارات الحسين». 3
ابوالفداء، در مورد حوادث سال 66هجرى، مىنويسد: «در اين سال، مختار در كوفه به طلب خون «حسين عليه السلام » قيام نمود، جماعت زياد دور او جمع شدند، او بر كوفه تسلط پيدا كرد و مردم نيز با او بر كتاب خدا و سنت رسول و طلب خون اهلبيت عليهم السلام بيعت نمودند.
خانم «دكتر ليثى» مىنويسد: «شهادت امام حسين عليه السلام در كربلا، واقعۀ تاريخى بزرگى بود كه منجر به تبلور جماعت شيعه و ظهور او بهعنوان يك فرقۀ متميّز، كه داراى مبادى سياسى و رنگ دينى است، گرديد... واقعۀ كربلا، در رشد و نموّ روح شيعه و زيادشدن آنها، تأثير مهمى گذاشت. جماعت شيعه بعد از شهادت امام حسين عليه السلام به مانند