466جواب:
1 - روايات شورا دلالت بر استحباب و ترغيب مشورت در امورى دارد كه مربوط به خود مردم است، درحالىكه امامت و خلافت، امرى الهى است.
2 - بر فرض كه روايات استشاره به شورا اعتبار و مشروعيّت بخشد، ولى اين، در جايى است كه نصّى موجود نباشد، درحالىكه نصوص قرآنى و روايى بر امامت و خلافت اهلبيت معصومين عليهم السلام تأكيد دارند.
3 - نسبت به حديث اوّل، پيامبر صلى الله عليه و آله دو عنوان ذكر كرده است يكى: «امراءكم» و ديگرى: «اموركم»، پس مورد هركدام با يكديگر فرق مىكند، در نتيجه تعيين اميران از مورد مشورت خارج است.
4 - نسبت به كلام امام على عليه السلام و خطاب او به طلحه و زبير مىگوييم: اين كلام، مخالف نظر اهل سنت است، زيرا حضرت عليه السلام مىفرمايد: اگر مسئلهاى حادث شد كه حكم آن در كتاب و سنت نيست، با شما مشورت مىكنم، امّا از كجا كه حكم مسئلۀ خلافت و امامت در كتاب و سنت نيامده باشد، مگر نه اين است كه هم كبراى برهان از كتاب و سنت استفاده مىشود كه امامت و خلافت امر الهى است و دليلى بر تفويض آن به شورا نيست. و هم صغراى آن. تا زمانىكه تصريح بر خليفۀ پيامبر صلى الله عليه و آله از جانب خدا و رسول وجود دارد، كسى حقّ ندارد در مقابل آن اجتهاد كرده و امر خلافت را به شورا واگذار كند.
ط : استدلال به كلماتى از ائمه عليهم السلام
برخى نيز براى مشروعيّتبخشيدن به حكومت شورايى، به كلماتى از اهلبيت عليهم السلام استدلال كردهاند:
1 - اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد: «... وانّما الشورى للمهاجرين والأنصار فإن اجتمعوا على رجل وسمّوه اماماً كان ذلك للّٰهرضى». 1 «همانا شورا براى مهاجرين و انصار است، اگر بر كسى توافق كردند و او را به امامت انتخاب نمودند رضايت خداوند در