457تفتازانى مىگويد: «امامت چند روش دارد: يكى بيعت اهل حلّوعقد از علما و سرشناسان. و ديگرى: استخلاف و عهد امام و امر را شورايىكردن. البته خليفه در نظام شورايى معين نيست، اصحاب شورا دور هم جمع مىشوند و با مشاوره بر يك نفر توافق مىكنند.» 1
قرطبى - پس از مستحب دانستن شورا - مىگويد: «عمر بن خطاب خلافتى را كه از اعظم امور است، شورايى كرد.» 2
و جهت آن اين است كه به عمر خبر رسيده بود كه زبير مىگويد: اگر عمر از دنيا رفت با على عليه السلام بيعت خواهيم كرد، 3 و چون او با امامت و خلافت على عليه السلام موافق نبود، از اينرو با اصل بيعت مخالفت كرد و امر را تنها از راه شورا و مشورت مشروع دانست و تهديد كرد كه هركس بعد از اين دستور، موضوع بيعت را مطرح كند و بخواهد از اين راه امامت و خلافت را ثابت كند، خطر مرگ در كمين اوست؟ 4
مفهوم شورا
راغب اصفهانى مىگويد: «شورا از تشاور و مشاوره و مشورت است به معناى بهدست آوردن رأى با مراجعۀ بعضى به بعض ديگر.» 5
ابنفارس مىگويد: «مادۀ «شور» بر دو اصل جدا از هم وضع شده است: يكى ابداء و اظهار شيئى و ديگرى اخذ و گرفتن شىء.» 6
در معجمالوسيط نيز آمده است: «شار الشىء يعنى عرضه كرد آن را تا آنكه محاسناش را آشكار نمايد.»
از مجموع تعريفهاى لغوى كلمۀ شورا استفاده مىشود كه هيچنوع ولايت و