454
جواب:
1 - با ملاحظۀ دقيق در معناى «بيع» پىمىبريم كه اين لفظ از اسباب اوليه براى حصول ملكيّت، همانند حيازت و ابتكار و ارث نيست، بلكه فرع ملكيّتى در رتبۀ سابق است. در مورد بيعت نيز اينچنين است.
2 - از رواياتى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيده، استفاده مىشود كه امامت و ملك و حكومت امرى الهى است كه زمام آن بالاصاله به مردم واگذار نشده است؛ همانگونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله به «بحيرة بن فراس» از قبيلۀ «بنىعامر بن صعصعه» فرمود: «امر خلافت و ملك به دست خداست، نزد هر كسى كه بخواهد قرار مىدهد.» 1
3 - از آيات بيعت كه ذكر شد، استفاده مىشود كه مؤمنان با پيامبر صلى الله عليه و آله در امورى بيعت كردند كه امر آن به دست خودشان بود، نه اينكه بر حاكميت و ولايت رسول خدا صلى الله عليه و آله با او بيعت كرده باشند. در حقيقت از آنجهت با پيامبر صلى الله عليه و آله بيعت بر نصرت و يارى او كردند كه بر آنان از جانب خداوند ولايت داشت.
4 - در جاى خود به اثبات رسانديم كه منشأ حقّ سلطه، خداوند متعال است و اين حقّ را تنها از راه نصّ به كسى همانند پيامبر و امامان معصومينش واگذار كرده است و هيچ دليلى وجود ندارد كه اين حقّ را از راه ديگرى، همچون بيعت، شورا و عهد و راههاى ديگر به مردم تفويض كرده باشد.
5 - با مراجعۀ تاريخى به بيعتهاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پى خواهيم برد كه همۀ آنها در راستاى التزام عملى به گوشفرادادن به دستورهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و عملكردن به آنها و اطاعت از او بوده است. چه در بيعت عقبۀ اول يا دوم يا بدر و ديگر بيعتها. عبادة بن صامت مىگويد: «ما با رسول خدا صلى الله عليه و آله بيعت كرديم كه درهرحال به حرفهاى او گوش فراداده، در امر خلافت با او نزاع نكنيم، هميشه حقّ به زبان جارى نماييم و هرگز از سرزنشِ ملامتكننده خوف به خود راه ندهيم.» 2