43( لِإِيلاٰفِ قُرَيْشٍ إِيلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّيْفِ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَيْتِ اَلَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ) 1
زمانى كه قُصَىّ بن كلاب قريش را در مكه گرد آورد، هر طايفهاى از قريش را در بخشى از مكه سكونت داد. او قسمت «وجه كعبه» يعنى مَعلاة يا بالاى مكه را، كه شامل شعب ابىطالب به سمت بالا است، به خود و فرزندانش اختصاص داد. به همين دليل همه فرزندان وى در اين بخش سكونت داشتند. او بخش اجياد (شامل اجياد كبير و صغير در پشت كوه ابوقبيس) را به بنىمخزوم و منطقه مَسْفله مكه را در اختيار بنىجُمح قرار داد. و بنىسهم در ثنيّه سُفلى كه امروزه به نام شُبَيْكه شناخته مىشود، سكونت گزيدند. بنىعدى (كه عمر از آن تيره است) در پايين ثنيه مزبور، جايى كه امروزه به جبل عمر معروف است، اسكان يافتند. 2
ابرهه و مكه
قبايل عرب طى قرنها با فرهنگ توحيدى ابراهيمى خو كرده و از گوشه و كنار جزيرةالعرب براى زيارت كعبه به اين شهر مىآمدند و در ضمن در آنجا به تجارت نيز مىپرداختند. برخى از اعراب، به دلايلى كه چندان مشخص نيست، به تدريج كعبههايى در ديار خود ساختند و رنج آمدن به كعبه را از خود برداشتند. شمار اين