42البيت) نيز معتقد بودند. به مرور، بر تعداد بتها افزوده شد تا آنجا كه در زمان ظهور اسلام، بنا به اظهار برخى از منابع، نزديك به 360 بت در اطراف و درون خانه كعبه قرار داشت. اين افزون بر بتهايى بود كه مردم در خانههاى خود نگه مىداشتند.
بعد از جرهم، قبيله «خُزاعه» بر مكه تسلّط يافت. پس از آن، به تدريج قريش توانست مكه را از دست آنها خارج سازد و خود بر آن مسلط شود. تاريخ احتمالى تسلط قريش بر مكه حدود دو قرن پيش از هجرت بوده است.
قريش در مكه
قُصَىّ بن كلاب، دامادِ رييس قبيله خُزاعه بود. او توانست پس از مرگ پدرِ همسرش، با استفاده از خاندانهاى متفرق قريش و با كمك آنها، كه در اطراف مكه زندگى مىكردند، بر مكه تسلط يابد. قُصَى در آبادى مكه كوشيد و دارالندوه را براى مشاوره رؤسا و برجستگان و چهلسالههاى قريشى پديد آورد و سر و سامانى به مكه داد. وى اداره امور مكه را به عنوانهاى: پرچمدارى، پردهدارى كعبه، سقايت حجاج، سفارت و ... تقسيم كرد و هر قسمت را به يكى از خانوادههاى قريش سپرد. نوشتهاند كه او در بازسازى كعبه نيز تلاشهايى داشته است. در روزگار پيش از قصى، اطراف كعبه تا فاصله زيادى از سكنه خالى بود؛ اما قصى آنها را در نزديكى كعبه آورد و تنها به اندازه طواف، محدودهاى را باقى گذاشت.
پس از قصى، فرزندان وى عبدمناف و عبدالدار و بعد از آن نيز هاشم فرزند عبدمناف و عبد المطّلب فرزند هاشم در مكه نفوذ فراوانى داشتند. در زمان هاشم بود كه مكه به يك مركزيت تجارى مهم تبديل شد و قريش به كار تجارت در بلاد دوردست پرداخت. خداوند در سوره قريش به اين مسأله اشاره كرده، مىفرمايد: