239از دوران واثق عباسى به بعد، به تدريج با قدرت يافتن اميران ترك، شهر مدينه به آرامى از دست عباسيان درآمد و اميران ترك آن را اداره مىكردند. بُغاى كبير در سال 230 و اندكى بعد، صالح عباسى تركى اداره اين شهر را عهدهدار بودند. در عين حال، هنوز به صورت سنتى، شهر به قريشىها و ترجيحا به عباسيان واگذار مىشد. در سال 251 و 252 يكى از علويان در مكه و سپس مدينه شورش كرد كه كارهاى زشت او اسباب شرمندگى علويان شد. وى در سال 252 در طاعون درگذشت. در سال 255 دو علوى ديگر در اين شهر قيام كردند كه به سرعت توسط عوامل عباسى كشته شدند. قاتل آنها ابوالسّاج ديوداد بن ديودَست بود كه بعدها از نسل او سلسلهاى در آذربايجان پديد آمد. از ديگر علويان ناراضى، يكى هم محمد بن حسن حسنى بود كه در سال 271 بر مدينه چيره شد و منابع، از لاابالىگرى او سخن گفتهاند.
اين شورشها و قيامها، فراوان رخ داد، برخى به آرامى و برخى با قتل و زندانى شدن رهبر علوى، خاتمه مىيافت. روشن بود كه علويان دست بردار نبودند؛ از جمله حسن از نوادگان امام موسى كاظم(ع) در سال 271 مدتى بر شهر مدينه غلبه كرد. اين سال، سال شورشهاى متوالى علويان در مدينه و تسلط آنها بر شهر بود. به طورى كه نام بيش از پنج نفر آنها در كتاب مقاتل الطالبيين ابوالفرج اصفهانى آمده است. شگفت آن كه ابىالساج برخى از علويان را به نيابت از خود بر امارت شهر مدينه گمارد.
گفتنى است كه فرزندان امام مجتبى(ع) كه سادات حسنى بودند و به طور عمده از نسل حسن مثنى، موقوفات اميرمؤمنان(ع) را در مدينه و اطراف آن در اختيار داشتند. بخشى از اين موقوفات در ينبع و نواحى خارج از مدينه بود. در حال حاضر، مقبرهاى در حدود هفتاد كيلومترى مدينه منوره، پيش از بندر ينبع، وجود دارد كه شمار زيادى قبور سادات حسنى با سنگ قبر به احتمال از قرن سوم هجرى در آنجا ديده