240مىشود. دوست ما، شريف سيد انس كتبى حسنى (در تيرماه 1381) با اشاره به اين كه گفته مىشود در آنجا نزاعى ميان علويان و دشمنان آنان صورت گرفته، به مقبره، مسجد و مزارى كه در آن نزديكى هست و مردم به عنوان قبور اهل بيت(ع) به آن تبرك مىكنند، منطقه مزبور را در نزديكى الفريش و روستاى ياد شده را فرع الردادّه معرفى كردند. در روستاى ديگرى كه با نام المزار ناميده مىشود و حدود يكصد كيلومتر از مدينه فاصله دارد، قبر سه نفر از سادات هست كه پدر و فرزند و نواده هستند و گويا با يكديگر شهيد شدهاند. در آنجا نيز سنگ سفيدى بالاى سر آنها قرار دارد كه از آنان به عنوان شهيد ياد كرده است. كلمات عربى حك شده در سنگها، بىنقطه هستند و احتمال مىرود كه متعلق به قرن سوم باشند. در كنار آنجا نيز مسجدى هست كه مردم در آنجا رفت و آمد دارند.
دولت استوار علويان مدينه از قرن چهارم تا ششم
از سال 300 هجرى به بعد، شمار علويانى كه به طور عادى به امارت مدينه و مكه مىرسيدند، رو به فزونى گذاشت. سليمان بن محمد، جعفر بن محمد، قاسم بن محمد، محمد بن عبيدالله بن طاهر، مسلم بن احمد، قاسم بن عبيدالله، از علوى و جعفرى از نسل عبدالله بن جعفر و احيانا عقيل پشت سر هم بر مدينه حكومت كردند. در ادامه، باز هم از برخى امراى ترك به عنوان حاكم مدينه ياد شده اما يكى در ميان و يا حتى بيشتر، اين علويان بودند كه بر اين شهر حكمرانى مىكردند.
از اخبارى كه درباره امراى اين دوره مدينه و پس از آن در اختيار داريم، مىتوانيم دريابيم كه تقريباً دولت علويان مدينه، از اوايل قرن چهارم آغاز شده و همچنان استمرار يافته است؛ به طورى كه از سال 381 به بعد، از هيچ غير علوى به عنوان حاكم مدينه ياد نمىشود. گفتنى است كه به احتمال زياد، به دليل روابط حسنه