435
ورود به كعبه و پايان انتظار
پس از ساعتها توقف همراه با ندامت، اعتراف و تضرع، زمان انتظار به پايان مىرسد و زائران با كمال ذلّت و خوارى و بدون كبر و سركشى، آماده حضور در حريم خداوندِ صاحب عزت و كبريا مىشوند و اين دو صفت را مختص به او مىدانند. از اينرو خداوند، آنها را به حضور مىپذيرد و به قول
صاحب جواهر:
«ثُمَّ يُعيدُهُمْ فيِهِ بِمَا يَظهَرُ مَعَهُ كَمَالُ الرَّقِّ وَ كُنْهُ العُبوُدِيَّةِ فَجَعَلَهُمْ تَارَةً يَطُوفُونَ بَيْتَهُ وَ يَتَعَلَّقُونَ بِأستَارِهِ وَ يَلُوذُونَ بِأركَانِهِ وَ أُخرَي يَسَعُونَ بَينَ يَدَيهِ مَشياً وَ عَدْواً لِيَتَبَيَّنَ لَهُمْ عِزُّ الرُّبُوبِيَّةِ وَ ذُلُّ العُبُودِيَّةِ وَ لِيَعرِفُوا أنفُسَهُمْ وَ يَضَعُوا الكِبْرَ مِنْ رُئوسِهِمْ و يَجْعَلُ نِيرَ الْخُضُوعِ فِي أعْنَاقِهِمْ وَ يَستَشعِروُا شِعَارَ الْمَذَلَّةَ وَ يَنْزِعُوا مَلابِسَ الفَخرِ وَ العِزِّةِ»
«آنگاه (آنها را) با كمال بندگى و نهايت عبوديت، به مكه باز مىگرداند. در آنجا برخى طواف مىكنند، برخى به پرده كعبه آويخته و بعضى به اركان كعبه پناه جسته و عدهاى نيز به سعى صفا و مروه اشتغال دارند (خداوند همه اين اعمال را به اين سبب وضع نموده) تا بزرگى ربوبيت خود و ذلّت عبوديت را براى آنها آشكار گرداند و (بندگان) نفس خود را شناخته و كبر و خودپسندى را از خود دور نمايند و ريسمان فروتنى و خضوع را بر گردن آنها افكنده تا لباس ذلت و بندگى را بر تن نموده و جامه تفاخر و عزت را از تن خود بيرون كنند.»
به ياد آوردن قبر و قيامت در محشر
مناسك حج، علاوه بر آنچه ذكر شد، آثار و ثمرات فراوان ديگرى نيز دارد. از جمله اينكه احرام، انسان را متذكر قبر و قيامت نموده و حضور در عرفات،