433صاحب جواهر براى اينكه حضور در مواقفى چون عرفات، مشعر و مِنى، معنا پيدا كند و رابطه ميان حضور در اين مواقف با ورود به حريم كعبه روشن شود، مطلب را چنين تبيين مىكند:
«وَ قَدْ عامَلَهُمْ في ذلِكَ مُعَامَلَةَ السَّلاطينِ لِرَعاياهُمْ وَ الْمُلّاكِ لِمَمَاليكِهِمْ يَستَذِلُّونَهُمْ بِالوُقُوفِ عَلَي بَابٍ بَعدَ بابٍ و اللَّبثِ في حِجابٍ بَعدَ حِجابٍ لا يُؤذَنُ
لَهُمْ بِالدُّخولِ حَتَّي تُقبَلَ هَداياهُمْ وَ لا تُقبَلُ مِنهُم الْهَدايَا حَتَّي يَطُولَ حِجابُهُمْ وَ
انَّ اللهَ تَعَالَي قَدْ شَرَّفَ البَيتَ الْحَرامَ وَ أضَافَهُ إلَي نَفسِهِ وَ اصطَفاهُ لِقُدْسِهِ وَ جَعَلَهُ قِيَاماً لِلعِبَادِ وَ مَقصَداً يَؤُمُّ مِنْ جَميعِ البِلَادِ»
«و در اين مورد مانند برخورد پادشاهان با رعيت خود رفتار نموده است چرا كه ايشان را (جهت اظهار ذلت) پشت هر درى نگاه داشته (مواقف) و با درنگ در پس حجابها، تا پيش از پذيرش هدايا، به ايشان اجازه ورود نمىدهد و پذيرش هديهها نيز جز با ماندن و درنگ طولانى صورت نخواهد پذيرفت و خداوند بيت را با انتساب به خود شرافت و قداست بخشيده و آن را موجب پايدارى مردم و خانه مقصود قرار داده تا از تمامى شهرها به آنجا بشتابند.»
تشبيه حرم به حريم سلطنت سلاطين
همچنانكه رعيت با ظاهرى خاص و تواضعى مثال زدنى، در حريم سلاطين پا مىگذارند، زائران خانه خدا نيز با چهرهاى پريشان و ژوليده و با لباس احرام، در حرم او وارد مىشوند. صاحب جواهر در اينباره مىگويد:
«وَ جَعَلَ مَا حَوْلَهُ حَرَماً وَ جَعَلَ الْحَرَمَ أمناً وَ جَعَلَ فيهِ مَيَداناً وَ مَجَالاً وَ جَعَلَ لَهُ
فِي الْحِلِّ شِبهاً وَ مِثالاً فَوَضَعَهُ عَلَي مِثَالِ حَضرَةِ الْمُلُوكِ وَ السَّلاطينِ ثُمَّ أذَّنَ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ لِيَأتُوهُ رِجَالاً وَ رُكبَاناً مِنْ كُلِّ فَجٍّ وَ أمَرَهُمْ بِالإحرَامِ وَ تَغييرِ الْهَيئَةِ وَ اللَّبَاسِ شُعثاً غُبْراً مُتَواضِعينَ مُستَكينينَ رافعينَ أصوَاتَهُمْ بِالتَّلبِيَةِ وَ إجَابَةِ الدَّعوَةِ»
«خداوند اطراف بيت را حرم قرار داده و آن را محل امن و آسايش و در آن