150و خود از بيم او هراسانند.
به اين ترتيب، روشن مىشود كه اعتقاد به شفاعت، هيچ ارتباطى به شرك ندارد.
اما دربارۀ اين آيات شريفه كه به آن استدلال كردهاند: وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ و وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيٰاءَ مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ بايد گفت شركى كه نزد آنها ايجاد شده بود، از ناحيۀ اعتقادِ آنان به شفاعت نبوده بلكه به دليل پرستش موجوداتى غير از خداوند متعال بود. شفاعتى كه در اين دو آيه از آن سخن به ميان آمده است، اعتقاد آن مردم دربارۀ كسانى است كه گمان مىكردند فرزندان خدا هستند و امرى زايد بر عبادت آنها بوده است؛ چون آنها خيال مىكردند اگر فرزندان خدا را عبادت كنند و آنها را گرامى بدارند، با اين كار،