170«الايمان»آورده تحت عنوان «باب كفران العشير و كفر دون كفر»، آنگاه روايت ابن عباس را نقل كرده كه پيامبر(ص) فرمود:
اريتُ النّارَ فَإذَا أكْثَرُ أهْلِهَا النّسَاءُ يَكْفُرْنَ. قِيلَ: أَيَكْفُرْنَ بِاللهِ؟ قَالَ: يَكْفُرْنَ العَشِيرَ، وَ يَكْفُرْنَ الإحْسَان. لَوْ أَحْسَنْتَ إلَى إحْداهُنَّ الدَّهْرَ ثُمَّ رَأَتْ مِنْكَ شَيْئاً قَالَتْ: مَا رَأَيْتُ مِنْكَ خَيْراً قَطُّ. 1
به من آتش ] دوزخ] نشان داده شد پس ناگهان مشاهده كردم كه اكثر اهل آن زنانى هستند كه كافر شدهاند. عرض شد: آيا كافر به خدا شدند؟ فرمود: كفر معاشرت و كفر احسان داشتهاند. اگر به يكى از آنها تا ابد احسان شود ولى از شما يك بدى ببيند مىگويد: من هرگز از تو خيرى نديدم.
ابن حجر در شرح اين حديث مىگويد:
ومراد البخارى ان يبين انّ الطاعات كما تسمى ايماناً كذلك المعاصى تسمى كفراً، لكن حيث يطلق عليها الكفر لا يراد الكفر المخرج من الملة. 2
و مراد بخارى اين است كه بيان كند همانگونه كه طاعات ايمان ناميده مىشود همچنين معاصى كفر ناميده مىشود، ولى آنجا كه بر معاصى كفر اطلاق مىشود مقصود به آن كفرى نيست كه انسان را از ملت اسلام خارج كند.
و نيز بخارى بابى دارد تحت عنوان: «باب المعاصى من امر الجاهلية ولا يكفر صاحبها بارتكابها الاّ بالشرك؛ لقول النبى (ص) :إنَّكَ امرَؤٌ فِيكَ جاهِلِيَّةٌ،