171 وقول الله تعالى: (إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ) » 1؛ «باب اينكه معاصى از امر جاهليت است، و صاحب آن به جهت ارتكاب گناه جز شرك كافر نمىشود؛ به جهت قول پيامبر(ص) تو مردى هستى كه جاهليت در توست، و قول خداوند متعال: همانا خداوند از شرك نمىگذرد و غير از آن را از هركس كه بخواهد مىبخشد».
حافظ بن حجر مىگويد:
فغرض البخارى الردّ على من يكفّر بالذنوب كالخوارج و يقول: ان مات على ذلك يخلد فى النار. و الآية ترد عليهم؛ لانّ المراد بقوله: (وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ) من مات على كل ذنب سوى الشرك. 2
پس غرض بخارى ردّ بر كسانى است كه به گناهان تكفير مىكنند همانند خوارج، و مىگويند: اگر بر اين حال بميرد در آتش دائماً خواهد ماند. و آيه ردّ بر آنان است؛ زيرا مراد به قول خداوند: (و مىآمرزد غير از آن را بر هر كسى كه بخواهد) آن است كه هركس بميرد بر هر گناهى به جز شرك.
و نيز مسلم در صحيحش بابى دارد تحت عنوان: «باب بيان نقصان الايمان بنقص الطاعات و بيان اطلاق لفظ الكفر على غير الكفر بالله؛ ككفر النعمة و الحقوق » 3 ؛ «بابى در بيان نقصان ايمان به نقص طاعات و بيان اطلاق لفظ كفر بر غير كفر به خدا، همانند كفر نعمت و حقوق».