115است.
مولاى من! در كدامين گوشه اين حريم، سر بر سجده عبادت نهادهاى؟ روى بنما كه اين شب خواستهها، بىتو شب هجرى بيش نيست.
ز در درآ و شبستان ما منور كن
هواى مجلس روحانيان معطر كن
حافظ
چشمم چون ابرهاى مكه مىبارد. خدايا! باران، خانه تو، ماه رجب، ليلةالرغايب، به كدامين عمل لياقت يافتم مرا به خانه خود دعوت كنى؟! چه بسا لياقتى در كار نباشد و همه لطف باشد و مرحمت تو، كه همينگونه نيز هست و من در خود لياقتى نمىبينم. پروردگارا! به لطفت سوگند كه اين لطف را از من مگير!
چشمانم هم نواى ابرهاى مكه مىنالد و مىبارد و من چون وادى «غير ذىزرع»، نزول باران رحمتت