102به سوى عقبه سنگ مىاندازى، اما در واقع سنگ را بر چهره شيطان مىزنى و پشت او را با اين كار مىشكنى، زيرا خوارى و مقهوريت شيطان جز با تعظيم و امتثال امر الهى و به مجرد فرمان او - بى آنكه عقل و نفس در آن دخالتى كند- حاصل نمىشود. 1
بدين ترتيب، در رمى جمرات و پرتاب سنگ به سوى شيطان، معانى فراوانى نهفته است كه ذيلاً به آنها اشاره مىگردد:
يك - زائر خانه خدا كه به شيطان زمان حضرت ابراهيم(ع) سنگ مىزند حتماً بايد به شيطان زمان خود نيز سنگها بزند.
دو - حجگزارى كه به جاى شيطان سنگ مىزند، بايد به خود شيطان، سنگها بزند.
سه - زائرى كه در رمى جمرات سنگ مىزند، بايد سنگها را پرتاب كند؛ يعنى در برابر شيطان (دشمن) حالت تهاجمى داشته باشد.
چهار - حجگزار بايد يقين كند كه شيطان را رمى كرده است، شك و گمان فايدهاى ندارد و تا يقين نكرده است كه ابليس را زده، از مبارزه و تهاجم عليه او دست برندارد.
پنج - سنگ زدن، بايد تكرار گردد (هفت بار باشد) و معناى آن اين است كه در مبارزه با شيطان، يك هجوم كافى نيست، چون او خنّاس است و با رفت و آمدهاى پىدرپى و چهرههاى گوناگون و زمانهاى مختلف، آهسته آهسته، آن قدر وسوسه خود را تكرار مىكند تا موفق شود و چنين شيطانى، با يك بار پرتاب سنگ از بين نمىرود. از اين رو، حجگزار بايد هجوم خود را عليه او تا نابودى كامل تكرار كند.
شش - حضور شيطان در سرزمين مكه و منا، آن هم در كنار حضرت ابراهيم(ع) به ما مىآموزد كه شيطان همه جا هست و از هيچ كس دست بر نمىدارد. از طرفى فاصلههايى كه در مورد پرتاب سنگهاست، به هم نزديك است و شايد معنايش اين باشد كه شيطان زود به زود، به سراغ انسان مىآيد، پس حجگزار نيز، هر لحظه، بايد آماده مبارزه عليه شيطان باشد. 2