70(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهدۀ اين آزمايشها برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم! ابراهيم عرض كرد: از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!) خداوند فرمود: پيمان من، به ستمكاران نمىرسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقاماند).
علامه طباطبايى مىگويد:
مراد از كلمه «ظالمين» در آيه مورد بحث كه ابراهيم درخواست كرد امامت را به ذريه من نيز بده و خداى تعالى در پاسخش فرمود: اين عهد من به ظالمين نمىرسد، مطلق هر كسى است كه ظلمى از او صادر شود، هر چند آنكس يك ظلم و آن هم ظلمى بسيار كوچك مرتكب شده باشد، حالا فرق نمىكند چه اينكه آن ظلم، شرك باشد و چه معصيت، چه اينكه در همه عمرش باشد، و چه اينكه در ابتدا باشد و بعد توبه كرده و صالح شده باشد، به هرحال، هيچيك از اين افراد نمىتوانند امام باشند. پس امام، تنها آن كسى است كه در تمامى عمرش حتى كوچكترين ظلمى را مرتكب نشده باشد. 1 اگر پندار وهابيان در مورد حضرت ابراهيم خليل(ع) درست بود، ممكن نبود كه خداوند مقام امامت را به او بدهد، زيرا خداوند اعطاى