71 اين مقام را به كسى كه مرتكب كوچكترين گناه شده باشد نفى نموده و گناهكاران را در هيچ زمانى شايسته آن نمىداند.
افزون بر اينها، خداوند در قرآن به صراحت، آن حضرت را «صديق» خوانده و چنين مىفرمايد:
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتٰابِ إِبْرٰاهِيمَ إِنَّهُ كٰانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا (مريم: 41)
در اين كتاب، ابراهيم را ياد كن، كه او بسيار راستگو و پيامبر (خدا) بود!
صدّيق به كسى مىگويند كه بسيار راستگو باشد و در صدق، مبالغه كند؛ يعنى آنچه را كه انجام مىدهد، مىگويد و آنچه را كه مىگويد، انجام مىدهد و ميان گفتار و كردارش تناقضى نباشد و ابراهيم(ع) نيز چنين شخصيتى داشت. چون در محيطى كه يك پارچه وثنى و بتپرست بودند، دم از توحيد زد. آن حضرت با عمو و معاصران خود و نيز پادشاه بابل درافتاد و خدايان دروغين را بشكست. آن حضرت بر آنچه مىگفت، مقاومت و ايستادگى مىنمود، تا جايى كه در آتش افكنده شد و در آخر هم همانطور كه به پدرش (عمويش آزر) وعده داده بود از همه كنارهگيرى كرد و خداوند به پاداش اين استقامت، اسحاق و يعقوب را به او ارزانى داشت. از سوى ديگر، خداوند متعال موهبتهاى ديگرى را كه به وى وعده داده بود به ايشان عطا كرد. 1با اين وصفى كه خداوند براى ابراهيم خليل ثابت مىداند، وهابيون چگونه آن حضرت را دروغگو مىپندارند.