468بنويسد، و اگر پياده برگردد به هر گامى ثواب دو حج و دو عمره از براى او بنويسد 1 .
و نيز از آن حضرت روايت كرده كه به ابن مارد فرمود : اى پسر مارد، هركه زيارت كند جدّم امير المؤمنين عليه السلام را عارفاً بحقّه، بنويسد حق تعالى از براى او به عدد هر گامى حجّ مقبول و عمرۀ پسنديدهاى ، اى پسر مارد، واللّٰه نمىخورد آتش جهنّم قدمى را كه غبار آلوده شود در زيارت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ، خواه پياده رود، خواه سواره ، اى پسر مارد، بنويس اين حديث را به آب طلا 2 .
و نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : ما مىگوييم كه: در پشت كوفه قبرى هست كه پناه نمىبرد به آن قبر دردناكى مگر آنكه حق تعالى او را شفا كرامت مىفرمايد 3 .
مؤلّف گويد كه : از اخبار معتبره ظاهر مىشود كه حق تعالى قبر امير المؤمنين عليه السلام و اولاد طاهرينش را معقل خائفين و ملجأ مضطرّين و امان اهل زمين قرار داده ، هر غمناكى كه نزد او برود غمش زايل گردد، و هر دردناكى كه خود را به او بمالد شفا گيرد، و هركه به آن پناه برد در امان باشد .
سيّد عبدالكريم بن طاووس روايت كرده از محمّد بن على شيبانى كه گفت : من و پدرم و عمّم حسين به نحو پنهانى در شب رفتيم به زيارت قبر امير المؤمنين عليه السلام و اين در سال دويست و شصت و چيزى بود، و من كودكى صغير بودم، چون رسيديم به نزد قبر آن حضرت، ديديم كه آن قبر مطهّر دورش سنگهاى سياه گذاشته شده و بنايى ندارد، پس ما نزديك آن رفتيم، بعضى از ما شروع كرد به خواندن قرآن، و بعضى ديگر مشغول به نماز شد، و بعضى مشغول به زيارت، و در اين حال بوديم كه ناگاه ديديم شيرى به جانب ما مىآيد، چون نزديك ما آمد به فاصلۀ يك نيزه، ما از آن محلّ شريف دور شديم، آن حيوان به نزديك قبر رفت، و شروع كرد به ماليدن ذراع خود بر قبر ، يكى از ما نزديك او رفت و مشاهده كرد او را ، شير متعرّض او نشد ، او برگشت و ما را به حال شير خبر داد، پس ترس از ما برطرف شد، و همگى نزديك او رفتيم، و او را مشاهده كرديم، ديديم كه در ذراع او جراحتى است، و آن دست مجروح را به قبر آن حضرت مىماليد ، پس يك ساعت با اين حال بود، آنگاه برفت، و ما ديگر باره به حال اوّل خود به نماز و زيارت و قرائت قرآن برگشتيم 4 .