400عاشورا: اللّٰهُمَّ إِنَّ هٰذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو أُمَيَّةَ ، كلام را در اين مقام بسط داده، ملخّصش آنكه تبرّك بنى اميّه به اين يوم مشئوم بر چند وجه است: يكى آنكه ذخيرۀ قوت و آذوقه را در اين روز سنّت شمردند، و آن آذوقه را تا سال ديگر مايۀ سعادت و سعۀ رزق و رغد عيش دانستند، چنانچه در اخبار اهل بيت از باب تعريض به ايشان نهى از اين مطلب مكرّر وارد شده است ، و ديگر اقامۀ مراسم عيد است، از توسعۀ رزق بر عيال، و تجديد ملابس، و قصّ شارب، و تقليم اظفار، و مصافحه و تعييدات ديگر، كه طريقۀ بنى اميّه و اتباع ايشان بر او جارى است ، و ديگر التزام به روزۀ اين روز است، كه اخبار كثيره در فضل او وضع كردهاند، و ملتزم به صيام اين روزند، امر چهارم از وجوه تبرّك به يوم عاشورا اينكه دعا و طلب حوايج را در اين روز مستحب دانستهاند، و به جهت اين كار مناقب و فضايلى براى اين روز به جعل و وضع افترا كردند، و دعاهايى چند تلفيق كرده تعليم عاصيان نمودند تا امر ملتبس و كار مشتبه شود، چنانچه در خطبهاى كه در بلاد خود در اين روز مىخوانند براى هر نبى وسيله و شرفى در اين روز زياد مىكنند، مثل اخماد نار نمرود، و قرار سفينۀ نوح، و اغراق جُند فرعون، و انجاء عيسى از دار يهودان .
چنانچه شيخ صدوق از جبلۀ مكّيّه نقل كرده: كه شنيدم از ميثم تمّار رضى الله عنه كه فرمود : واللّٰه مىكشند اين امّت پسر پيغمبر خود را در محرّم در روز دهم، و هرآينه اعداء حق سُبحانه و تعالى اين روز را روز بركت قرار دهند، و همانا اين كار شدنى است، و پيشى گرفته است در علم خداى تعالى، و من مىدانم او را به عهدى كه از مولايم امير المؤمنين عليه السلام به من رسيده، تا آنكه جبله مىگويد: گفتم : چگونه مردم روز قتل حسين عليه السلام را روز بركت قرار دهند ؟ پس ميثم بگريست و فرمود : حديثى وضع كنند كه او روزى است كه خداى تعالىٰ در او توبۀ آدم را قبول كرد، با اينكه خداى تعالى در ذى حجّه توبۀ آدم را قبول كرد، و گمان مىكنند كه او روزى است كه خداى تعالى يونس را از شكم ماهى بيرون آورد، با اينكه خداى تعالى يونس را در ذيقعده از شكم ماهى برآورد ، و گمان مىكنند كه او روزى است كه سفينۀ نوح بر جودى قرار گرفت، با اينكه استواء سفينه در روز هجدهم ذيحجّه بوده، و گمان مىكنند كه او روزى است كه خدا دريا را براى موسىٰ در او بشكافت، با اينكه اين كار در ربيع الأوّل بود 1 .
و بالجمله، با اين همه تصريح و تأكيد كه در خبر ميثم شده و در حقيقت از علايم نبوّت و