144بهره گرفته، زنده و دانا و توانا باشند.
مسألۀ عصمت نيز از اين مقوله است كه خدا بنا بر مصلحت، گروهى از بندگان خود را، كه معلمان بشر و هدايتگران انسانها هستند، به نيرويى مجهّز مىكند كه در عين قدرت بر گناه، از آن بپرهيزند و از خطا و اشتباه مصون بمانند.
چه بسا ممكن است اين نيرو كه از آن به «روح القدس» تعبير مىكنند، در درون وجود آنها، يا خارج از آن باشد؛ مثلاً فرشتهاى آنان را از لغزش باز بدارد. بنابراين، عصمت در عين اختصاص به خدا - به معناى عصمت ذاتى - مانع از آن نيست كه پيامبران نيز پيراسته از گناه و اشتباه باشند، چنان كه همه مسلمانان جهان، پيامبر اسلام(ص) را در هر دو مرحله (خلاف و اشتباه) معصوم مىدانند، و ادلّه عصمت پيامبر (ص) در كتابهاى كلامى متكلمان اسلامى؛ اعم از اماميه و اشاعره و معتزله بيان شده است.
وامّا عصمت امامان دوازدهگانه، از طريق نقل، قطعى است.
1. آنان به حكم حديث ثقلين، عدل و همتاى قرآناند و لازمۀ همتايى، همگونى و همسانى است. از آنجا كه قرآن، سخن حق است و سر سوزنى از واقع و درستى منحرف نمىشود، همتاى آنها نيز بايد چنين باشد؛ زيرا در غير اين صورت، همتاى قرآن نخواهند بود.
به ديگر سخن، از آنجا كه پيامبر (ص) قرآن و اهل بيت(ع) را تا روز رستاخيز وسيلۀ هدايت معرفى مىكند، تا زمانى كه هر دو در كنار حوض كوثر به وى برسند، بايد هر دو از خلاف و اشتباه مصون باشند، زيرا امكان ندارد افرادى كه وسيلۀ هدايت بشر تا روز رستاخيز هستند، خطا و اشتباهى مرتكب شوند.
2. آيۀ تطهير كه دربارۀ اهل بيت(ع) سخن مىگويد، يادآور مىشود كه ارادۀ تكوينى و قطعى خدا بر اين تعلق گرفته است كه آنان را