123بود، زيرا همه افراد با ايمان، محب و دوست و ناصر و يار يكديگرند و اختصاص به اين سه نفر ندارد.
2. ظاهر آيه اين است كه تنها اين سه تن بر جامعه مسلمانان ولايت دارند، در اين صورت بايد گروهى كه ولايت دارند، غير از گروهى باشند كه تحت ولايت هستند. اگر ولى را به معنى رهبر و سرپرست امور مسلمانان بگيريم، طبعاً اين دو گروه از هم جدا و متمايز مىشوند، امّا اگر آن را به معنى دوست و ياور بگيريم، اين دو گروه، يكى مىشوند؛ زيرا همه افراد، محب و دوست يكديگر و ناصر و ياور هم هستند.
3. هرگاه مقصود دوستى و نصرت باشد، مىبايست تنها به «الّذينَ آمَنُوا» اكتفا شود و ديگر به آوردن اين جمله كه «در حال ركوع زكات مىدهند»، نيازى نباشد، زيرا در جامعۀ با ايمان، همه افراد با يكديگر دوست و ياور هستند؛ خواه در حالت ركوع زكات بدهند يا نه.
از اين رو مفاد آيه، همان است كه پيامبر گرامى(ص)، در يكى از سخنانش فرموده است:
«اى على! تو پس از من ولىّ هر فرد با ايمان هستى». 1لفظ «بعدى» گواه بر اين است كه مقصود از «ولى» همان مقام رهبرى و حكومت و سرپرستى در امور دينى و دنيوى است، نه محبت و دوستى؛ زيرا اگر دوستى بود، به زمان درگذشت پيامبر(ص) اختصاص نداشت.
2. آيه «أولوا الامر»
آيه پيشين تنها آيهاى نيست كه امامت و ولايت را به صورت يك اصل مطرح مىكند، بلكه آيه اطاعت «اولو الامر» نيز نمونهاى ديگر