81 مىكنم. اگر فراموش كردم، به من يادآورى كنيد. 1
سوم، ترك يك فعل از سوى پيامبر(ص) به دليل ترس از واجب شدن آن براى امت بوده است؛ مانند زمانى كه پيامبر(ص) ديد ممكن است نماز تراويح بر مردم واجب شود، با اين كه اصحاب براى خواندن اين نماز گرد آمده بودند، ايشان حاضر نشدند و اين نماز را ترك كردند.
چهارم، ترك كردن يك كار به اين دليل باشد كه انجام آن به ذهن رسول خدا(ص) خطور نكرده است. آن حضرت براى خواندن خطبه نماز جمعه كنار نخلى ايستاده و سخنرانى مىكردند. فكر استفاده از يك صندلى نيز به ذهن ايشان خطور نكرده بود. وقتى پيشنهاد شد كه منبرى ساخته شود تا بر بالاى آن خطبه بخوانند، آن حضرت موافقت كردند؛ زيرا سخنرانى بر روى منبر، رساتر بود. نمونه ديگر اينكه اصحاب رسول خدا(ص) به ايشان پيشنهاد ساخت سكويى گِلى دادند تا آن حضرت بر روى آن بنشيند و افراد غريبهاى كه وارد شهر مىشوند، پيامبر(ص) را بشناسند. آن حضرت خودشان در اين فكر نبودند؛ اما وقتى پيشنهاد ساختن آن مطرح شد، با اين پيشنهاد موافقت كردند.
پنجم، ترك فعل از سوى پيامبر(ص) به اين دليل بوده كه اين فعل يكى از افراد عمومات آيات يا روايات بوده است. براى مثال، نماز چاشت و بسيارى از مستحبات مشمول اين فرمايش خداوند هستند: وَ افْعَلُوا الْخَيرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ؛ «وكار نيك انجام دهيد؛ تا رستگار شويد». (حج:77) اين آيه و