82 ديگر آيات و نيز ادله نقلى فراوان ديگر دلالت مىكنند كه نماز چاشت نيز يك خير و نيكى است؛ بنابراين ترك اين نماز و مانند آن از سوى پيامبر(ص) در كنار ادله عامى كه بيانگر مستحب بودن اين اعمال هستند، اين فرضيه را كه ترك اين نماز از سوى رسول خدا(ص) نشانه حرمت انجام آن است، باطل مىسازد.
ششم، ترك فعل از بيم تغيير در روحيه اصحاب يا برخى اصحاب بوده است. طبق روايتى كه در صحيحين آمده، رسول خدا(ص) به عايشه مىفرمايد: اگر قوم تو تازه مسلمان نبودند، بيت الله الحرام را ويران مىكردم و به شيوه حضرت ابراهيم(ع) مىساختم؛ زيرا قريش آن را به طور كامل نساخته است. بنابراين، ترك خراب كردن خانه خدا و بازسازى آن، به دليل جلوگيرى از انحراف تازه مسلمانان مكه بود كه هنوز از افكار جاهليت فاصله نگرفته بودند.
البته چه بسا ترك فعل از سوى پيامبر(ص) دلايل ديگرى نيز داشته باشد كه با پژوهش در منابع روايى دانسته شوند. در هيچ روايت صحيح يا اثرى از آثار، اعلام نشده كه رسول خدا(ص) كارى را ترك كردهاند، زيرا انجام آن كار حرام بوده است.
«شيخ غمارى» در ادامه مىنويسد: ترك، دليل بر حرمت نيست. در كتاب «الرد المحكم المتين» تبيين كردهام كه ترك يك چيز، نشانه حرمت آن نيست. به همين مناسبت اين مطالب را در اينجا نيز مىآورم: ترك فعل، به تنهايى و بدون وجود نصّى كه دلالت كند انجام فعل ترك شده، ممنوع است، نمىتواند حجت و دليل براى حرمت آن فعل باشد؛ بلكه بالاترين چيزى كه مىتوان از ترك آن فعل فهميد، مشروع بودن ترك آن است.