80 مىكرد تا ما بگوييم ايشان اين نماز را نمىخواند. همچنين گاهى اين نماز را به جا مىآورد تا بگوييم ايشان نماز چاشت مىخواند».
4. امورى كه به دليل وجود نهى شرعى از آن، ترك شدهاند. بىترديد اين نوع امور، در حيطه بحث ما نمىگنجد؛ زيرا به دليل شرعى، نهى شدهاند و بايد آنها را ترك كرد.
«شيخ عبدالله الصديق غمارى» در رساله ارزشمند خود «حسن التفهم و الدرك لمسألة الترك» مىنويسد: وقتى پيامبر(ص) انجام كارى را ترك گفتهاند، به غير از حالت حرمت، شش حالت براى اين ترك قابل تصور است:
اول، اين ترك از روى يك عادت باشد. در روايت است كه سوسمار كباب شدهاى براى آن حضرت آوردند. ايشان دست مباركشان را پيش آوردند تا از آن بخورند. پيش از اينكه شروع به خوردن كند، گفته شد كه اين سوسمار است. آن حضرت با شنيدن اين سخن، دست از خوردن كشيد. پرسيدند: مگر اين حرام است؟ پاسخ دادند: «نه، اما در زمين قوم من نبوده است». به همين دليل بهتر ديدم نخورم. اين حديث در صحيحين آمده است. اين روايت بر دو امر دلالت دارد: اول، ترك يك كار - هرچند پس از روى آوردن به انجام آن - دليل بر حرمت نيست. دوم، ناخوشايند بودن و كثيف بودن يك غذا نيز دليل بر حرام بودن آن نيست.
دوم، اين ترك به دليل فراموشى باشد. رسول خدا(ص) در نماز دچار سهو شد و برخى از اجزاى نماز را فراموش كرد. از ايشان پرسيده شد: آيا نماز تغيير كرده است؟ پاسخ دادند: نه، من نيز انسانم و مانند شما فراموش