79 را در بهشت شنيدهام». بلال پاسخ داد: «من به هيچ يك از اعمالم اميدوار نيستم؛ مگر اينكه در هرساعت از شبانهروز كه وضو گرفتم، با آن وضو نماز خواندم».
«ابو داود»، «ترمذى» و «ابن ماجه» نقل مىكنند: وقتى رسول خدا(ص) قضاى حاجت كردند، عمر از پشت سر، به ايشان كوزه آبى داد. آن حضرت پرسيد: «اين چيست؟» عمر پاسخ داد: «آبى است كه با آن وضو مىگيرى». پيامبر(ص) به او گفت: «به من دستور داده نشده كه پس از هربار قضاى حاجت وضو بگيرم. اگر اين كار را مىكردم، سنت مىشد».
ابن عباس مىگويد: روزى رسول خدا(ص) از مستراح بيرون آمد و براى او غذا آوردند. از آن حضرت پرسيدند: «برايتان آب بياوريم تا وضو بگيريد؟» ايشان پاسخ دادند: «به من فرمان داده شده وقتى خواستم نماز بخوانم، وضو بگيرم». اين روايت را «مسلم»، «بخارى»، «ترمذى» و «ابوداود» نقل كردهاند. «ترمذى» اين حديث را حسن مىداند.
«بخارى» و ديگران از عايشه نقل مىكنند:
رسول خدا(ص) برخى از كارهايى را كه دوست داشت، انجام نمىداد؛ چون بيم آن داشت كه مردم نيز به آن عمل كنند و بر آنها واجب شود. ايشان هرگز به هنگام چاشت تسبيح نمىگفتند، اما من مىگفتم.
«مسلم» از عايشه نقل مىكند: «پيامبر(ص) به هنگام چاشت، چهار ركعت مىخواند و گاه تعداد اين ركعات بيشتر مىشد». اين روايت دلالت بر اين دارد كه آن حضرت خواندن نماز چاشت را به طور پيوسته دنبال نمىكردند.
«ابو سعيد خدرى» نيز مىگويد: «آن حضرت گاه نماز چاشت را ترك