40تبسم رسول خدا(ص) و سكوت ايشان [در برابر عمل عمرو بن عاص] بهترين دليل بر رضايت وى و درست دانستن اين عمل است؛ زيرا آن حضرت عمل باطل هيچ كس را تأييد نمىكند. 1
«احمد بن حنبل» و «طبرانى» از «ابوموسى اشعرى» نقل مىكنند 2 كه وى مىگويد: به همراه گروهى از قوم خويش نزد پيامبر(ص) آمديم. آن حضرت فرمود: «بر شما و ديگران بشارت باد كه هركس صادقانه گواهى دهد خدايى جز الله نيست، بهشتى مىشود». آنگاه از نزد پيامبر(ص) بيرون آمديم و به مردم بشارت مىداديم. در راه با عمر روبهرو شديم. وى ما را نزد پيامبر(ص) بازگرداند و به آن حضرت عرض كرد: «اى رسول خدا! مردم اينگونه [به بهشت] اميدوار مىشوند [و عمل صالح انجام نمىدهند]!» رسول خدا(ص) سكوت كرد.
عمر از اين بيم داشت كه مردم به باور و اعتقاد بسنده كنند و عمل شايسته را رها نمايند. آشكار است كه رسول خدا(ص) مقصود عمر را تأييد كرد.
«احمد» و «طبرانى» از «عقبة بن عامر» نقل مىكنند: 3 رسول خدا(ص) درباره فردى كه به او «ذو البجادين» گفته مىشد، فرمود: «وى [در ياد خدا] أوّاه (بسيار ناله مىكند و فرياد مىكشد) است». دليل سخن پيامبر(ص) اين بود كه وى فراوان قرآن تلاوت مىكرد و با صداى بلند دعا مىخواند.