41مىبينيم رسول خدا(ص) رفتار اين فرد را كه با صداى بلند ذكر مىگفت و دعا مىكرد، تأييد فرمود و حتى او را «أوّاه» ناميد كه اين لقب و مرتبهاى ارزشمند است. 1
در «كتاب الجهاد» از «سنن ابوداود» روايتى با سند «عبدالرحمن بن ابوليلى» نقل شده كه «عبدالله بن عمر» مىگويد: در يكى از سريههاى رسولخدا(ص) بودم كه دچار مشكل و سختى شديم و از جنگ فرار كرديم. سپس با خود گفتيم: ما فرار كرديم و مورد خشم قرار گرفتهايم. چه كار كنيم؟ به يكديگر گفتيم كه وارد مدينه مىشويم و در آنجا مىمانيم تا كسى ما را نبيند. وقتى وارد مدينه شديم، گفتيم نزد رسول خدا(ص) مىرويم. اگر وى توبه ما را پذيرفت كه مىمانيم. در غير اين صورت، از مدينه مىرويم. پيش از نماز صبح نزد ايشان رفتيم و به ايشان عرض كرديم: «ما فراريان جنگ هستيم». آن حضرت فرمود: «نه، شما پريشان و نگران هستيد». ما نيز نزديك شديم و دست آن حضرت را بوسيديم. آنگاه رسول خدا(ص) فرمود: «من پناه مسلمانان هستم».
شاهد سخن اين مطلب است، آن حضرت، بوسيدن دست را تأييد كرد. بوسيدن عملى است كه برخى آن را «سجده اصغر» ناميدهاند.
دوران صحابه
رسول خدا(ص) پيش از آنكه قرآن را جمعآورى كند، رحلت كرد. «بخارى» و ديگران از «زيد بن ثابت» نقل مىكند: ابوبكر پس از پيكار با اهل