33و نيز مىفرمايد:
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتٰابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هٰذٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً... (بقره: 79)
واى بر كسانى كه مطالبى را با دستان خود مىنويسند، آنگاه آن رابه خدا نسبت مىدهند تا اينكه در مقابل آن پول ناچيزى بگيرند...
2. بدعت آن وقتى مذموم است كه گوينده آن عقيده فاسد يا عمل غير مشروعى را در جامعه اشاعه دهد، نه آنكه تنها در دل به آن اعتقاد داشته، يا در مكانى مخفى آن را انجام دهد. در مسلم روايتى به سند خود از رسول خدا(ص) نقل مىكند:
...من دعا إلى ضلالة كان عليه من الإثم مثل آثام من يتّبعه لاينقص ذلك من آثامهم شيئاً. 1...هر كس كه دعوت به ضلالت نمايد؛ مثل گناهان كسانى كه او را در آن ضلالت متابعت مىكنند بر اوست، واز گناهان متابعت كنندگان چيزى كاسته نمىشود.
در اين حديث تصريح به دعوت آمده، كه ظهور در اشاعه دارد.
3. نبودِ دليل شرعى بر امر حادث در دين؛ كه اين ركن از تعريفهاى اصطلاحى كه براى بدعت ذكر شد به خوبى استفاده مىشود و قرآن نيز به آن اشاره كرده است. آن جا كه مىفرمايد: قُلْ آللّٰهُ أَذِنَ لَكُمْ ... ؛ «بگو آيا خداوند به شما اين اجازه را داده است...». (يونس: 59)