73 تدبير جهان پرداخت، او خداوند) رحمان است؛ از او بخواه كه از همه چيز آگاه است. (فرقان: 59) و نيز آيه سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ . (معارج: 1) 1
در سؤال «استعطائى» هرگز «باء» بر سر مفعول نمىآيد؛ مگر بر سر كسى كه به آن توسل جسته مىشود. در اين باره دعاهاى نقل شده بسيارند. 2وانگهى نمىتوان تصور كرد كه باء در اينجا بر سر مفعول دوم
آمده است؛ زيرا چنين تصورى باطل و خروج از قواعد نحوى است. معناى كلمه «حق» اجابت كردن نيست؛ بلكه آن چيزى است كه انسانهاى درخواست كننده و متضرع، از فضل خداوند استحقاق دارند. 3
پس اينكه «بحق السائلين» را سؤالى از روى هذيان بدانيم، به ويژه باتوجه به عطفي كه در حديث به اين عبارت وجود دارد 4 و نيز بگوييم در سياق حديث عبارتى نيست كه در آن خواستهاى ديده شود، همه اين سخنان بسيار خندهدار و موجب شگفتى و حيرت است؛ زيرا در روايت آمده كه
« أن تُعيذَني مِنَ النّار » .
وقتى يك فعل براى تأكيد تكرار مىشود، مفعول يكى از اين افعال براى هر دو فعل منظور مىشود. حتى اگر تكرار افعال از روى تأكيد