89جاى آورده شود. 1
سندهاى روايت به طور كلى ضعيف است و به مانند آن در احكام استدلال نمىشود. در اين سند روايت يونس بن حرث وجود دارد كه احمد درباره او مىگويد: روايتهاى او مضطرب است. عبدالله بن احمد مىگويد: يك بار ديگر از احمد درباره يونس بن حرث سوال كردم كه او را ضعيف شمرد. ابن معين مىگويد: او چيزى (عددى) نيست، و ابو حاتم مىگويد: قوى نيست. و نسايى مىگويد: ضعيف است. و بار ديگر گفت: قوى نمىباشد. ساجى درباره او مىگويد: ضعيف است لكن به دروغگويى متهم نمىباشد. 2
و در اسناد آن ابو عون عبيدالله بن سعيد ثقفى كوفى وجود دارد. ابو حاتم در كتاب جرح و تعديل درباره او به فرزندش مىگويد: مجهول است. و ابن حجر مىگويد: حديث او از مغيره مرسل است.
اشكال ديگر اين است كه متن روايت نسبت به سجده و حكم آن ساكت است و تلازم بين نماز خواندن بر پوست (حيوانى) و سجده بر آن منتفى مىباشد.
اين روايات به روشنى دلالت دارد كه اصل در سجده به هنگام قدرت و امكان، زمين مىباشد و آنچه از روييدنيهاى آن درست مىشود كه دراين صورت ما به روايات خمره (سجده گاه كوچك: مهر) فحل (حصير سياه) و حصير تمسك مىكنيم كه پيروى از آنهابه هنگام فقدان عذر اجتنابناپذير است. اما در حال عذر و عدم تمكن از زمين و آنچه از آن مىرويد سجده بر لباس متصل جايز است، نه لباس منفصل از بدن، زيرا ذكرى از آن در سنت وجود ندارد.
اما سجده بر فرش و قالى و فرشهاى بافته شده از پشم گوسفند و شتر و حرير و مانند اينها و لباس منفصل از بدن هيچ دليلى كه