95زيرا از طرفى در ابتداى روايت مىفرمايد «ما أرى به بأس»؛ اشكالى در طواف پشت مقام نيست و از طرف ديگر در ذيل روايت مىفرمايد: «فلا تفعله»؛ در نتيجه همين خود قرينهاى است بر تنزيهى بودن نهى در جمله است.
همچنين، وقتى امام(ع) مىفرمايد من چنين عملى را دوست ندارم، خود بهترين قرينهاى است كه مراد از اين نهى، نهى تحريمى نبوده و فقط نهى تنزيهى است. پس، نفى محبوبيت در اينجا يك نوع حكم غير لزومى بوده و دلالتى بر حرمت وضعى و يا تكليفى نمىنمايد. خلاصه آنكه، جمله «دوست ندارم و اشكالى هم ندارد» ظاهر در كراهت و نص در جواز است، مگر در صورت ضرورت كه كراهت هم ندارد، زيرا اين نهى «چنان مكن» نهى كراهتى است، چون جمله قبلى: «دوست ندارم و جايز است» صريح در جواز و صحت اينگونه طواف است.
بنابراين، به دلالت جمله «ما أُحبّ ذلك» و «فلا تفعله»، طواف پشت مقام ابراهيم (ع)در حال اختيار مكروه است ولى در حال اضطرار، به دلالت جمله «الا ان لا تجد منه بداً» اين كراهت مرتفع مىگردد .
2-6. اشكال بر دلالت روايت
روايت دچار تناقض درونى است؛ زيرا از طرفى امام(ع) «نفى حب» فرموده و از طرف ديگر «نفى باس» نمودهاند. با توجه به اينكه ظاهر نفى حب، دلالت بر حرمت دارد. پس چگونه ممكن است كه در يك روايت امام(ع) فرموده باشند طواف پشت مقام ابراهيم(ع) حرام است و از طرف ديگر نيز فرموده باشند طواف پشت مقام جايز است. و در انتهاى روايت نيز بار ديگر تاكيد شده كه «فلا تفعله» !!
پاسخ به اين اشكال با كمى دقت در روايت كاملا مرتفع مىشود؛ زيرا:
اولا: «نفى حب» ظهور در حرمت ندارد، خصوصا وقتى كه اين نفى حب توسط امام(ع) باشد. زيرا اگر مثلا مىفرمود: إنّه غير محبوب لله؛ جاى اين بود كه كسى ادعاى دلالت آن بر حرمت را بكند. اما تعبير مورد بحث در روايت فقط دلالت بر كراهت عمل دارد و به هيچوجه دلالت بر تحريم ندارد؛ به