96ويژه با توجه به قرائى ديگر در روايت به طور قطع و يقين «ما أُحبّ ذلك»، دلالت بر «كراهت» عمل دارد.
ثانيا: آنچه عرف از تنافى بين «نفى باس» و نهى در روايت در مىيابد «مرجوحيت عمل» است.
توضيح آنكه؛ دلالت نهى بر حرمت، دلالتى «ظهورى» است ولى صيغه نفى باس، دلالتى «نصى و صريح» دارد؛ در نتيجه نهى در اينجا را بايد حمل بر مرجوحيت نمود. زيرا، نص مقدم بر ظهور است.
توضيح بيشتر آنكه، «عدم باس»، در روايت دلالت در عدم حرمت دارد و هيچگاه عدم كراهت از آن برداشت نمىگردد؛ هر گاه گفته شود: " لا باس به "، يعنى آن فعل حرمت ندارد و ليكن منافاتى با حكم به كراهت نخواهد داشت.
بنابراين؛ در روايت هيچگونه تناقضى وجود ندارد و مثل اين است كه كسى بگويد: لا أحبّ هذا الفعل لكنّه لا بأس به و يا آنكه بگويد: لا مشكلة فى هذا الفعل لكن لا تفعله؛ و آنچه عرف از اين جملات مىفهمد اين است كه چنين عملى در اينجا مرجوحيت دارد و در اين روايت نيز طواف پشت مقام حمل بر كراهت خواهد شد.
2-7. جمع بندى نهائى روايت حلبى
روايت حلبى، صحيحه بوده و اعراض مشهور مورد خدشه است؛ و از نظر دلالت هم، روايت به خوبى دلالت دارد كه طواف پشت مقام ابراهيم (ع)در حال «اختيار» هر چند جايز است وليكن مكروه مىباشد و در حال «اضطرار»، اين كراهت نيز مرتفع مىگردد .