97تفسير كردهاند. 1 بنابراين شناخت خداوند يعنى «توحيد ذاتى» مقدّم بر توحيد عبادى است، به همين جهت كتابهاى كلامى و فلسفى شيعه غالباً به بحث از توحيد ذاتى پرداختهاند، و حتى «توحيد ربوبى» يا توحيد افعالى نيز مقدمه و مقدّم بر توحيد عبادى است، «توحيد عبادى مسبوق به توحيد ربوبى است». 2 گرچه بهتر آن است كه گفته شود توحيد ربوبى مقدمه بر توحيد عبادى است و توحيد عبادى مقدم بر توحيد ربوبى است، و به عبارت ديگر مىتوان گفت توحيد بر دو قسم است: توحيد علمى و توحيد عملى.
توحيد علمى همان شناخت خداوند و يكتايى اوست، و توحيد عملى كه توحيد عبادى است نتيجه اين توحيد علمى است. امّا اهل سنت و خصوصاً وهابيان به مسأله توحيد ذاتى و نفى ثنويت يا نفى تركيب در ذات مقدس اصلاً توجه نمىكنند و بدون شناخت خداوند متعال مىخواهند او را پرستش كنند!.
و عجيبتر آنكه حتى در كتابهاى قدماى اهل سنت - آنانكه سلفى واقعى هستند - چيزى از توحيد الوهيت وجود ندارد مثلاً در «لمعة الاعتقاد». از موفق بن قدامه مقدسى بحثى درباره توحيد الوهيت ندارد. كتابهاى «مواقف»، «مقاصد»، «العقائد النسفية» نيز اينگونه هستند. پس اگر در كتابهاى كلامى و فلسفى شيعه توحيد عبادى مورد بحث قرار نگرفته اشكالى ندارد، زيرا نتيجه شناخت خداوند تصحيح اعمال انسان و در نتيجه توحيد عبادى است.
و بلكه مىتوان گفت امروزه بيشترين تأكيد وهابيان بر تقسيم توحيد به توحيد در الوهيت و ربوبيت است و آنان خود را در اعتقادات پيرو و مقلّد سلف و صحابه و تابعان مىدانند، آيا كداميك از صحابه يا تابعان گفته است كه توحيد بر دو قسم الوهيت و ربوبيت است؟! نه تنها چنين چيزى در كلام هيچكدام نيست بلكه حتى اشارهاى به آن نيز وجود ندارد. و وقتى وهابيان مىگويند هركس توحيد در الوهيت نداشت اعتقاد او به توحيد در ربوبيت ارزشى ندارد زيرا مشركان صدر اسلام نيز توحيد در ربوبيت را