98داشتهاند. آيا اين كلام و عقيده در ميان كداميك از صحابه يا تابعان وجود داشته است؟!.
از نظر شيعه مسأله توحيد عبادى از دو جهت قابل بحث است: اوّل آنكه به عنوان يك مسأله اعتقادى مطرح شود كه عبادت منحصراً بايد براى خداوند متعال باشد و تنها او مستحق و سزاوار پرستش است و عبادت براى غير خداوند جايز نيست و هركس غير او را بپرستد مشرك است. در اين صورت بحث از توحيد عبادى جزء اعتقادات و اصول دين قرار مىگيرد. دوم عمل كردن به توحيد عبادى و پرستش خداى متعال بدون رياء و ... و در اين صورت توحيد عبادى جزء فروع دين مىباشد. استاد مصباح فرموده:
«براى يك موحّد ضرورت دارد كه هم آفريدگار را اللّٰه بداند و هم رب و مدبّر جهان را، هم قانونگذار اصيل را و هم تنها كسى كه سزاوار پرستش است و همۀ اينها در كلمه طيبه «لاالهالااللّٰه» خلاصه شده است». 1 در جاى ديگر ايشان توحيد در عبادت را اولين شرط و حدّ نصاب براى مسلمان شدن مىداند و كسى كه آن را نداشته باشد مسلمان نمىتوان شمرد، وى مىفرمايد: «توحيد يعنى يگانه شمردن خدا به عنوان يك اصل اسلامى.
يگانه شمردن در امور شؤون زيادى مىتواند باشد؛ 1- در وجوب وجود يعنى اينكه واجب الوجود بودن منحصر به اللّٰه است. 2- در خالقيت. 3- در ربوبيت تكوينى يعنى كارگردانى جهان. 4- در ربوبيت تشريعى به معنى قانونگذارى، امر و نهى، واجب الاطاعه بودن بىچون و چرا. 5- عبوديت و الوهيت يعنى كسى جز اللّٰه شايسته پرستش نيست به اينجا كه رسيد مصداق لاالهالااللّٰه خواهد شد كه اين اولين مرتبه اسلام است و بدون آن، اسلام تحقق پيدا نمىكند». 2 و باز مىفرمايد: «حداقل توحيدى كه از نظر اسلام و قرآن براى يك فرد مسلمان ضرورت دارد توحيد در الوهيت و معبوديت است همان كه مفاد كلمه طيبه لاالهالااللّٰه است ...». 3 قبلاً گفته شد كه توحيد در عبادت به معنى اعتقاد به آنكه بايد عبادت براى خدا باشد و غير او استحقاق پرستش را ندارد جزء اعتقادات است و حدّاقل اسلام مىباشد.