99بنابراين، اين دو كلام كه از ايشان نقل شد صحيح است، و شاهدش آنكه ابليس كه شش هزار سال خداوند را عبادت كرده است، 1 كافر و جهنمى است با آنكه او توحيد ذاتى و توحيد صفاتى و توحيد در خالقيت و ربوبيت تكوينى را معتقد بود ولى ابليس توحيد در ربوبيت تشريعى را نداشت و معتقد نبود كه بايد بدون چون و چرا خداوند اطاعت شود و يا آنكه توحيد عبادى را نداشت و در عبادت كردن نظر خودش را مهم و دخيل مىدانست.
و امّا علت آنكه در كتابهاى كلامى و فلسفى شيعه كمتر به بحث از «توحيد عبادى» پرداختهاند و بيشتر اين بحث در كتابهاى تفسيرى و فقهى مطرح شده است آن است كه:
الف: ترتّب الوهيت بر ربوبيت، كتابهاى اعتقادى شيعه توحيد افعالى و توحيد در خالقيت كه آن را توحيد در ربوبيت مىنامند بحث مىكنند و اين عقيده اقتضاء مىكند كه انسان پروردگارى غير از اللّٰه براى خود قائل نبوده و تنها او را مالك و مدبّر خود بداند، نتيجه چنين اعتقادى توحيد در عبادت است، چون وقتى خداوند را مالك حقيقى و خالق خود و جهان بدانيم روشن است كه تنها او را نيز سزاوار پرستش خواهد دانست و به عبارت ديگر «توحيد در الوهيت از شؤون توحيد در ربوبيت است»، 2 به همين جهت كتابهاى شيعه معمولاً بر توحيد افعالى تأكيد دارند.
ب: تقدّم معرفت بر عمل، چون توحيد بر دو قسم علمى و عملى است. و توحيد عملى كه همان انحصار عبادت به خداوند متعال است مشروط است به معرفت و عقيده و شناخت صحيح. و روشن است كه معرفت بر عمل مقدم است، هركس كه توحيد علمى يعنى اعتقادى را داشته باشد مسلمان است هرچند بر اثر انجام ندادن عبادت مرتكب گناه كبيره شده و فاسق مىباشد. ولى كسى كه عقيده را نداشته باشد مسلمان نيست هرچند عمل او خوب باشد و تفصيل اين بحث در بخش پنجم رساله بيان شده است. به هرحال «عمل تابع علم است و علم اصل مىباشد». 3 به همين جهت بحث از توحيد ذاتى و