96سبأ (41) «بَلْ كٰانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ» يعنى يطيعون الشيطان فى عبادتهم اياه، و در سوره يس (60) «أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا الشَّيْطٰانَ » يعنى الاّ تعطيعوه». 1اين كلام از چند جهت قابل پذيرفتن نيست، زيرا اولاً آنچه در عبارت فوق آمده است موارد استعمال است نه معنى كلمه «عبادت». و ثانياً روشن است كه عبادت به معنى توحيد نيست و نه در لغت و نه در اصطلاح چنين معنايى ندارد. و ثالثاً مطلق اطاعت عبادت نيست كه قبلاً توضيح داده شد.
جايگاه بحث «توحيد در الوهيت»
در كتابهاى اعتقادى شيعه غالباً توحيد را بر سه قسم ذكر مىكنند: «توحيد ذاتى»، «توحيد صفاتى» و «توحيد افعالى». و گاهى نيز اقسام متعددى بر توحيد ذكر مىكنند مثل:
1- «توحيد در واحديت» به معنى نفى شريك. 2- «توحيد در احديت» به معنى نفى تركيب خارجى و مقدارى و عقلى. 3- «توحيد در صفات». 4- «توحيد در خالقيت». 5- «توحيد در ربوبيت» و انحصار تدبير. 6- «توحيد در تشريع». 7- «توحيد در حاكميت».
8- «توحيد در طاعت». 9- «توحيد در عبادت». 10- «توحيد در شفاعت».
آنانكه توحيد را بر سه قسم قرار دادهاند در واقع معتقدند كه چون معرفت مقدم بر عمل است لذا سه قسم توحيدى كه مربوط به معرفت است را بيان كردهاند. آيةاللّٰه جوادى آملى كمال عبادت را وابسته به درجه بالاى معرفت دانسته و چون عمل انسان با مرگ پايان مىپذيرد بهخلاف معرفت كه هميشگى است لذا فرموده معرفت بر عبادت فضيلت و برترى دارد. 2و در روايتى نيز آمده است كه عبادت متوقف و مبتنى بر معرفت است 3 و در برخى از كتابها عبادت در آيه شريفه «وَ مٰا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّٰ لِيَعْبُدُونِ» 4 را به معرفت