95امر و به انگيزه آن امر انجام شود.
3- همراه با نهايت خضوع و ذلت باشد، مثل سجده يا ركوع. و امّا عبادت بودن وضو كه نهايت خضوع در آن نيست به جهت آن است كه وضو گرچه مستحب نفسى است ولى تهيوء و آمادگى ايجاد مىكند بر آنچه داراى نهايت خضوع است، علاوه بر آنكه با دقت زياد مىتوان گفت نيت قربت كه در وضو وجود دارد آن نهايت خضوع را ايجاد مىكند.
4- اعتقاد به خالقيت آنكه او را اطاعت مىكند داشته باشد.
5- آن معبود را مالك همۀ امور خود بداند.
6- اين عمل با اخلاص از او صادر شود.
بنابراين بين عبادت و اطاعت عموم و خصوص من وجه است، زيرا گاهى اطاعت هست ولى عبادت وجود ندارد مثل اطاعت فرزند از پدر و شاگرد از استاد، و زن از همسر، و عبد از مالك خود، و عاشق از معشوق، و مرئوس و رعيت از رئيس خود. و گاهى عبادت وجود دارد ولى اطاعت نيست مثل كسى كه بت را مىپرستد كه او را عبادت كرده گرچه او دستورى ندارد كه اطاعت شود.
از طرف ديگر خضوع در برابر كسى كه انسان او را خداى خود نمىداند عبادت نيست حتى اگرچه نهايت خضوع باشد مثل سجده فرشتگان بر آدم و سجده ابوين يوسف بر او. بله ممكن است اگر برخلاف امر خدا باشد حرام گردد ولى اين به معنى شرك نيست مثلاً سجده كردن در مقابل غير خدا بدون اعتقاد به الوهيت او.
از اينجا معلوم مىشود كه بوسيدن ضريح ائمۀ اطهار عليهم السلام و چرخيدن دور آن و خضوع در برابر آنان عبادت نيست زيرا شرط سوم و چهارم و پنجم وجود ندارد.
در پايان اين بحث كلام مرحوم تفليسى را نقل مىكنيم كه در توضيح معنى عبادت فرموده است: «بدان كه عبادت در قرآن برد و وجه باشد: وجه نخستين عبادت به معنى توحيد بود، چنانكه خداى در سوره هود (50) گفت: «وَ إِلىٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ هُوداً قٰالَ يٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ » يعنى يا قوم و حدّوا اللّٰه ... وجه دوم عبادت به معنى طاعت كردن بود، چنانكه در سوره قصص (63) گفت: «مٰا كٰانُوا إِيّٰانٰا يَعْبُدُونَ» يعنى يطيعون فى الشرك، و در سوره