349است و نه مخلوق و تنها كلام خداوند است». 1ضمناً مرحوم زَبيدى فرموده: «و من المجاز خَلَقَ الكلامَ و غيره إذا صنعه اختلاقاً» 2 و چون نسبت دادن خلقت به كلام مجاز است احتمال دارد گفته شود كلمه «خَلْق» تنها درباره موجود عينى خارجى به كار مىرود نه درباره كلام.
اعتقاد شيعيان به حادث بودن قرآن
آقاى قفارى مىنويسد:
«قرآن و سنت و اجماع سلف دلالت دارند بر آنكه قرآن مخلوق نيست ولى شيعيان همچون جهميه معتقد به خلق قرآن هستند. علامه مجلسى در بحارالانوار بابى تحت عنوان «مخلوق بودن قرآن» آورده ولى ذيل آن يازده روايت آورده كه اكثر آنها برخلاف مدعاى آنان دلالت دارد. امّا علماى شيعه آنها را تأويل مىكنند. شيعيان صفت كلام را براى خداوند قبول ندارند و مىگويند خداوند كلام را در مخلوقات خود ايجاد مىكند و اين در حالى است كه روايات آنان مىگويد قرآن مخلوق نيست. ولى آنان مىگويند قرآن مخلوق نيست يعنى دروغ نيست. در حالىكه اين روايات چون در مقام ردّ و پاسخ به معتزله است كه قرآن را مخلوق مىدانند اين روايات مىگويد قرآن مخلوق نيست پس ربطى به كذب ندارد علاوه بر آنكه كسى نگفته است قرآن دروغ است تا اين روايات بخواهد آن را ردّ كنند. و برخى از آنان گفتهاند اين روايات تقيه مىباشند. و اين تقيه دين آنان را خراب كرده است و لذا دين آنان دين علمايشان است نه دين ائمه عليهم السلام و بر ائمه خود دروغ مىبندند. و در كتابهاى اهلسنت فراوان از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود قرآن نه خالق است و نه مخلوق. ولى آنان اين روايات را رها مىكنند تا براى خود دين درست كرده و اموال مردم را به اسم خمس بخورند، و به اسم نيابت از امام براى خود مقام و منزلت درست كنند. و برخى گفتهاند قول به خلق قرآن از يهود گرفته شده است سپس مىگويد قدماى شيعه معتقد به قدم قرآن بودند ولى متأخرين آنان