350قائل به مخلوق بودن آن شدند. اينكه شيعيان مىگويند خدا صدا را در درخت ايجاد كرد خلاف صريح قرآن است زيرا قرآن «تكليما» را به عنوان تأكيد آورده است و لذا هيچگونه مجازى وجود ندارد، و اگر آنگونه كه شيعيان ادعا مىكنند باشد پس موسى هيچ مزيتى بر ديگران ندارد و بايد درخت گفته باشد من خدا هستم. و شيعيان منكر اين فضيلت بر حضرت موسى بوده و مناجات خدا با او را منكرند، در حالىكه در احاديث آنان آمده است كه خداوند با او صحبت كرد و در بعضى رواياتشان آمده است كه خدا با على عليه السلام مناجات كرد. پس شيعيان هر انحرافى را مىپذيرند زيرا مىگويند «حب على عليه السلام حسنهاى است كه هيچ سيئهاى با آن ضرر ندارد» و هرچيزى را كه صحيح باشد حمل بر تقيه مىكنند و مىگويند رشد در مخالفت با عامه است و چرا نمىگويند هرچه موافق قرآن است حق است و هرچه غير قرآن است تقيه است». 1
نقد و بررسى
آنچه را كه آقاى قفارى در اين عبارت طولانى بيان كرد اكثر آن توهين، آن هم با حالت تعصبگونه بود نه بحث علمى. ما از سخنان لغو و توهين او گذشته و آنچه كه ارزش پاسخ دادن دارد را بيان مىكنيم.
اولاً در بحث قبلى عقيده شيعه درباره حدوث و قدم قرآن از نظر دليل عقلى و نقلى اعم از قرآن و حديث بيان شد و در نتيجه معلوم شد كه آنچه آقاى قفارى به شيعه نسبت داده است جز افتراء چيزى نيست.
ثانياً عنوان بحث آقاى قفارى «اعتقاد شيعه به مخلوق بودن قرآن» است در حالىكه قبلاً ذكر شد كه شيعه مىگويد قرآن را مخلوق نمىگوييم بلكه قرآن را حادث غير مخلوق مىدانيم 2 و توضيح آن گذشت. بنابراين عنوان بحث آقاى قفارى افتراء به شيعه است.
ثالثاً اينكه آقاى قفارى مىگويد: «قرآن، سنت، اجماع سلف دلالت دارند بر آنكه