351قرآن مخلوق نيست» 1 صحيح نيست زيرا قرآن نه تنها كوچكترين اشارهاى به قديم بودن خود ندارد بلكه دو آيه شريفه صريحاً دلالت بر حدوث آن داشت و اجماع سلف نيز بر قدم قرآن نيست زيرا قبلاً بيان شد كه دو قرن اوّل عالم اسلام اصلاً بحثى و سؤالى درباره حدوث يا قدم قرآن وجود نداشته است. بنابراين احدى از سلف بحث حدوث و قدم را نداشته ولى وهابيان چون عقيده خود را به ديگران نيز نسبت مىدهند و كل اسلام را منحصر به خودشان مىدانند در مسألهاى كه حتى يك نفر از سلف چيزى نگفته است آنان ادعاى اجماع و اتفاق سلف را دارند!!. و امّا روايات: روايات شيعه مسأله حدوث و غيرمخلوق بودن قرآن را مطرح كرده است. و روايات اهلسنت نيز دلالتى بر قديم بودن قرآن ندارند و لذا آقاى محمدبن اسماعيل بخارى نيز عقيده به قديم نبودن قرآن داشت و لذا در نيشابور مردم به او اهانت كردند. 2 و او كه نزد آنان مهمترين حديثشناس است از روايات، حدوث قرآن را فهميده بود نه قدم آن را. علاوه بر آنكه مىتوان گفت چون در قرن اوّل و دوم اين مسأله مطرح نبوده است پس روايات نيز ناظر به حدوث و قدم قرآن نيستند.
ساير كتابهاى روايى اهلسنت خصوصاً در مسأله توحيد اسماء و صفات و بحث كلام كه ملاحظه شد هيچ روايتى را نگارنده از كتابهاى اهل سنت نيافت كه دلالت بر قديم بودن قرآن يا حتى اشعار و اشاره به آن داشته باشد. آرى وقتى حتى يك روايت در كتابهاى اهلسنت بر اين موضوع يافت نمىشود باز وهابيان مدعى هستند كه تمام روايات آنان دلالت بر قديم بودن قرآن دارد بهطورى كه حتى اگر كسى عقيده به خلاف آن پيدا كند كافر مىشود!!.
و امّا آنچه كه آقاى قفارى مىگويد «رواياتى كه علامه مجلسى آورده اكثر آنها دلالتى بر مدعاى او ندارد» 3 پاسخ اين كلام آن است كه اكثر اين روايات در پاسخ سؤال از اينكه قرآن حادث است يا قديم فرمودهاند: «تنها بگوييد قرآن كلام