348است اولاً قرآن حادث است، ثانياً مخلوق نيست بنابراين معلوم است كه مراد از مخلوق نبودن همان مكذوب نبودن است.
و امّا روايات اهلبيت عليهم السلام
با توجه به آنكه مسأله حدوث و قدم قرآن كريم هيچ ثمره عملى ندارد و از نظر اعتقادى نيز هر مسلمانى بايد اعتقاد داشته باشد كه قرآن مجيد كلام خداوند است و امّا اينكه قرآن حادث است يا قديم هيچ تأثيرى و سودى ندارد. ائمه عليهم السلام گاهى شيعيان را راهنمايى مىكردند كه ضرورتى ندارد كه از اين مسأله بحث كنيد و اعراض از آن بهتر است مخصوصاً كه اشاعره و معتزله به جهت اين مسأله يكديگر را قتل عام مىكردند، براى حفظ شيعيان ائمه عليهم السلام ، آنان را از ورود در اين بحث نهى مىكردند امّا در عين حال به آنان مىفهماندند كه قرآن حادث است گرچه اهميتى ندارد كه از آن بحث شود.
الف: در كافى چند حديث آمده است كه هرچه ماسوى اللّٰه است مخلوق و حادث است و روشن است كه قرآن نيز داخل در «ماسوى اللّٰه» مىباشد.
«كل ما وقع عليه اسم شيء - ما خلااللّٰه - فهو مخلوق واللّٰه خالق كل شيء». 1 «كل شىء سواه مخلوق». 2 «كل شيء وقع عليه اسم شيء فهو مخلوق ما خلا اللّٰه». 3ب: در توحيد صدوق نيز چند روايت آمده است كه مىفرمايد:
شيخ سؤال كرد آيا قرآن مخلوق است يا غير مخلوق؟ امام هفتم عليه السلام فرمود: «من تنها مىگويم قرآن كلام خداوند است نه خالق است و نه مخلوق است». 4ج: علامه مجلسى نيز چند روايت نقل كرده است كه مىفرمايند: «قرآن نه خالق