347در عين آنكه قديم زمانى باشد ولى مخلوق و معلول خداى متعال باشد، و با توجه به آنكه كتابهاى فلسفى و خصوصاً عرفانى معمولاً كلمه مخلوق را در ماديات بهكار مىبرند - كه آنها را حادث زمانى مىدانند - و كلمه ابداع و مبدعات را در مجردات بهكار مىگيرند كه آنها را حادث ذاتى و قديم زمانى مىدانند. امّا فعلاً در بحث ما در اين رساله كلمه خلق و مخلوق به معنى مطلق ماسوى اللّٰه بهكار مىرود. ولى نكته مهم آن است كه حادث لفظى است مختص، امّا مخلوق لفظى است كه به معنى آفريده شده بهكار مىرود و آفريده شده گاهى يعنى دروغى كه ايجاد شده است و گاهى مخلوق يعنى آفريده شدهاى كه از عدم پديد آمده است و براى اينكه كسى توهم نكند مخلوق بودن قرآن به معنى دروغ بودن آن است. از بهكار بردن لفظ «مخلوق» درباره قرآن بايد اجتناب نمود و تنها گفته شود قرآن حادث است.
سيدمرتضى علم الهدى فرموده است: «ما مىگوييم قرآن حادث است و نمىگوييم كه قرآن مخلوق است زيرا گاهى مخلوق در عربى به معنى مختلق يعنى دروغ بهكار مىرود مثلاً: إِنْ هٰذٰا إِلاَّ اخْتِلاٰقٌ 1 و وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً 2 و نيز در زبان عربى بين جمله «كذبت» و «خلقت كلاماً» هيچ تفاوتى نيست، قصيدة مخلوقه يعنى شعرى كه به غير گويندهاش نسبت داده شود، لذا قرآن را نبايد گفت مخلوق است. به همين جهت ائمه عليهم السلام نيز فرمودهاند: قرآن نه خالق است و نه مخلوق. و در اين كلام مخلوق معناى مقابل خالق را ندارد بلكه مخلوق به معنى مكذوب است». 3 بنابراين قرآن مخلوق نيست امّا نه به معنى آنكه پس قديم است بلكه يعنى قرآن حادث است ولى لفظ «مخلوق» را بهكار نبريم. و در روايتى نيز آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود: «القرآن كلام اللّٰه محدث غير مخلوق و غير ازلى ...» 4، در اين حديث به روشنى امام عليه السلام دو صفت براى قرآن ذكر كرده