346نشانههاى حدوث اجسام و اعراض است، زيرا كلام از امور متجدد و متصرّم و غير قار الذات است، و هر متجددى حادث است. علاوه بر آنكه قرآن ابتدا و انتها دارد و اينها از نشانههاى حدوث مىباشند». 13- قيام صفت كلام به خداوند يا قيام صدورى است و يا حلولى. اگر صدورى باشد پس حادث است و اگر حلولى باشد مستلزم تركيب در ذات مقدس الهى مىشود.
4- اگر قرآن قديم باشد معنايش آن است كه خداوند وقتى مىگفته است: «يا ايهاالناس»، «يا ايهاالذين آمنوا»، «يا ايهاالنبى» و ... مخاطبى نداشته و مثل كسى باشد كه در گوشهاى نشسته و با خودش تكلم مىكند. علاوه بر آنكه گاهى قرآن به صورت ماضى مىفرمايد: «إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً»، «إِنّٰا أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ»، «وَ ضَرَبْنٰا لَكُمُ الْأَمْثٰالَ » و ... و اگر قرآن قديم باشد بايد اينها بهصورت مستقبل باشند نه گذشته. و بحث مستقبل قطعى الوقوع به منزله ماضى است ربطى به اينجا ندارد. 25- خود قرآن كريم قرآن را به صفت حدوث توصيف كرده است: مٰا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ 3 و نيز فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ 4اين آيات شريفه قرآن را «حديث» يعنى جديد مىدانند نه به جهت آنكه نزول قرآن پس از انجيل بوده پس جديد است بلكه وصف خود قرآن جديد بودن است نه وصف نزول آن.
قرآن حادث است ولى مخلوق نيست
قبل از آنكه روايات اهلبيت عليهم السلام را در موضوع حدوث و قدم قرآن نقل كنيم لازم است به فرق بين كلمه حادث و مخلوق توجه كنيم. گرچه از نظر فلسفى حادث اعم از حادث ذاتى و زمانى - نه حادث اسمى - مخلوق خداوند مىباشند و ممكن است چيزى