344بنابراين يكى از بدعتهايى كه در قرن سوم پديد آمد مسأله حدوث و قدم قرآن است. احمد بن حنبل ادعا مىكرد: هركس قرآن را مخلوق بداند كافر است معتزله نيز در برابر او مىگفتند هركس قرآن را قديم بداند شرك به خداوند دارد. 1و چون مسأله قدم قرآن به معنى حروف و كلماتى كه تلفظ مىشوند بسيار سست بود اشاعره براى رهايى از اين مشكل، مسأله كلام نفسى را مطرح كرده و تنها به يك شعر استناد جستند:
انّ الكلام لفى الفؤاد و انّما
جعل اللسان على الفؤاد دليلاً
سخن در دل است و تنها زبان راهنماى به مقصودى است كه در دل است. با اينكه روشن است كه آنچه در دل مىباشد و به زبان ابراز نشده است كلام ناميده نمىشود.
مهمترين دليل اشاعره و وهابيان بر قديم بودن قرآن آن است كه:
اولاً قرآن نموده: أَلاٰ لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ 2 پس قرآن كريم امر را در مقابل خلق قرار داده است پس معلوم مىشود كه امر خداوند مخلوق نيست. 3پاسخ اين استدلال روشن است زيرا احتمال دارد كه امر در اين آيه به معنى مجردات باشد يعنى هم ماديات و هم مجردات هر دو از خداى متعال مىباشند. و احتمال دارد امر به معنى دستور و تربيت و هدايت باشد يعنى مخلوقات از خداى متعال بوده و تنها اوست كه آنها را راهنمايى مىكند، و هرگز معناى اين آيه شريفه آن نيست كه امر يعنى قرآن و قرآن مخلوق نيست.
ثانياً قرآن فرموده است إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ پس اگر كسى قرآن را مخلوق بداند - با توجه به آنكه قول بشر مخلوق است - قرآن را قول بشرى دانسته است و اين آيه شريفه مىگويد مشركان قرآن را قول بشر مىدانند.