330اين اشكال و تعجب آيةاللّٰه خويى بر سخن ملاصدرا وارد نيست زيرا اولاً ملاصدرا بُعد را مجرد مىداند و پذيرفتن بعد غيرمادى اشكالى ندارد مثلاً صور عالم مثال داراى بُعد هستند امّا مادى نمىباشند. و ثانياً آنكه آقاى خويى فرمود: «جسم عقلى همان كلى است كه در ذهن محقق مىشود» صحيح نيست و اين اشتباه از اشتراك اسم عقل بر مجردات و بر آنچه در ذهن است پديد آمده است چيزى را كه آقاى خويى فرموده، همان كلى عقلى يا منطقى است كه تنها در ذهن - و نه در خارج - وجود دارد ولى مقصود ملاصدرا از جسم عقلانى مجردات و عالم عقول است كه وجود خارجى دارند نه وجود ذهنى. و ثالثاً مقصود ملاصدرا اين نيست كه ماهيت جسم داراى ابعاد تقسيم شود به اين اقسام تا اشكال آقاى خويى وارد شود بلكه مقصود اين است كه يك مفهوم مثل مفهوم جسم امرى است كه داراى وجودات متفاوت و مشكك است گاهى اين مفهوم از يك وجود نازل مادى حكايت دارد و گاهى از يك وجود عالى. و در اين صورت تعبير جسم الهى يا به گفته هشام بن حكم جسم صمدى نورانى صحيح است.
مرحوم شهيد صدر فرموده است: «اعتقاد به جسم بودن خداوند بر سه قسم قابل تصور است: 1- اعتقاد به جسميت به همان معنى جسم متعارف با اعتقاد به لوازم جسم از قبيل تركيب از اجزاء و احتياج و شكل و محدوديت چنين عقيدهاى مسلماً كفر است. 2- اعتقاد به جسميت خداوند بدون اعتقاد به لوازم آن. چنين عقيدهاى معلوم نيست كفر باشد زيرا معلوم نيست كه نفى آن از ضروريات دين باشد. 3- اعتقاد به سنخ ديگرى از جسميت كه مناسب با عالم ربوبيت باشد. اين قسم نيز مسلماً اشكال ندارد». 1